محمد شاه قاجار مارس 11, 2008
Posted by Homayoun in محمد شاه قاجار.Tags: محمد شاه
add a comment
محمد شاه قاجار [1]
سومين پادشاه قاجار ، پسر عباس ميرزا نايب السلطنه و نوه فتحعلي شاه مي باشد . وي در 7 رجب 1250 ه.ق جلوس مختصري در تبريز نموده و در 22 شعبان 1250 وارد تهران شده در نگارستان جلوس اصلي ( تاجگذاري ) را به انجام مي رساند . در 14 رمضان 1250 ه.ق نيز جلوس مفصل نموده ، تاج كياني بر سر نهاده و رخصت سلام عام مي دهد .
وي شب هنگام سه شنبه 6 شوال 1264 ه.ق در قصر محمديه در تجريش فوت نموده ، نعش وي در 12 ذي الحجه همان سال به دارالايمان قم منتقل و در آنجا مدفون مي گردد .
محمد شاه در دوران جواني بسيار شجاع بود و در ركاب پدرش عباس ميرزا جانبازي هاي شاياني كرد ، وي پس از پايان جنگ هاي ايران و روس در محاصره هرات شركت جست ( 1253 ه.ق برابر 1837 ميلادي ) محمد شاه از جنگ با شورشيان هرات طرفي نبست و به علت بمباران بنادر جنوب ايران بوسيله ناوگان انگليس وتهديد انگلستان [2] ناكام به تهران بازگشت ، در به قدرت رسيدن وي سواي عللي كه ذكر شد درايت وزير او ميرزا ابوالقاسم قائم مقام نقش به سزائي داشت ولي متاسفانه در نخستين سال سلطنت بر اثر نمامي و دسيسه كاري مشتي از درباريان به وضع فجيعي بوسيله دژخيمان محمد شاه به قتل رسيده [3] و ميرزا بيات ايرواني معروف به حاج ميرزا آقاسي جانشين او مي گردد ، كه بي اطلاعي وي زيان هاي فاحشي به استقلال ايران وارد ساخت .
حاجي ميرزا آقاسي به گفته يك جهانگرد خارجي :
” عجيب ترين خلقتي است كه براي اداره امور يك ملتي مي توان تصور وجود او را كرد “.[4]
كنت دوسرسي وزير مختار فرانسه در باره او مي نويسد :
” حاج ميرزا آقاسي پيرمردي است كه تمام قدرت ايران و تمام بي كفايتي مسئولان دولتي آن در وجود او خلاصه شده است .” [5]
آنچه مسلم به نظر مي آيد اين است كه روابط حاجي ميرزا آقاسي با محمد شاه كه نوشته اند به كرامات و اخبار مغيبه اعتقادي راسخ داشت روابط خادم و مخدومي و يا نظير روابط وزير و سلطان متبوع نبوده و محمد شاه او را مراد و مرشد خود مي دانسته و هميشه مي فرمود :
” اين درد پاي مرا حاجي نمي خواهد خوب بشود از براي اينكه زحمت را در دنيا بكشم و در آخرت بهشت بروم ، اگر حاجي بخواهد خوب خواهد شد .“[6]
براي مطالعه در اين عنوان :
[1] http://en.wikipedia.org/wiki/Mohammad_Shah_Qajar
[2] علي رغم عهد نامه مورخ سال 1229 ه.ق مطابق با 1814 ميلادي ايران و انگليس كه فصل نهم آن از اين قرار است : اگر جنگ و نزاعي فيمابين دولت عليه ايران و افغان اتفاق افتد ، اولياي دولت بهيه ا نگليس را در آن ميان كاري نيست و به هيچ طرف كمك و امدادي نخواهند كرد مگر اينكه به خواهش طرفين واسطه صلح گردند .
[3] غروب 27 صفر 1251 ه.ق در حوضخانه نگارستان و جنازه وي با لباس در صحن امامزاده حمزه جنب مزار شيخ ابوالفتح رازي به خاك سپرده مي شود .
[4] معتضد ، خسرو . قصه هاي قاجار . قطره . چاپ اول . تهران . 1384 ص 166
[5] همان ماخذ ، همان صفحه
[6] آدميت ، فريدون . انديشه ترقي و حكومت قانون ( عصر سپه سالار ) . خوارزمي . چاپ دوم . تهران . 1356 ص 27