jump to navigation

يادمان سفر مظفرالدين شاه به ورشو می 8, 2008

Posted by Homayoun in يادمان هاي تاريخي.
Tags: ,
add a comment

اثري فوق العاده زيبا كه به آن دلبستگي زيادي دارم و احساسي از يك نوع ارتباط روحي عامل اين دلبستگي است و اين ارتباط دروني به نحوي به طريقه كشف رمز اين اثر بعد از حدود 107 سال بر مي گردد كه شرح ماجراي آن در نوع خود شنيدني است .

به مرور كه كار كارشناسي تابلو هاي حوضخانه به انجام مي رسيد – روندي كه هنوز ادامه دارد – گه گاه نياز به تغيير و تحولاتي در اين مجموعه حس مي گرديد اين تغييرات بواسطه توسعه آگاهي هاي ما نسبت به مجموعه مورد نظرمان امري اجتناب ناپذير بوده و مي باشد در اين راستا و به جهت تكميل مجموعه حوضخانه به مخزن تابلوهاي نقاشي رفته تا اثري را به مجموعه اضافه كنيم ، بعد از بررسي هاي زياد به اين تابلو برخورد نمودم اولين چيزي كه توجه مرا به خودش جلب نمود كار فوق العاده زيبا و استادي منحصر بفرد در اجراي كار بود كه با تكنيك آب مركب (يا تركيبي از عكس و آب مركب) تصوير مظفرالدين شاه[1] را به تصوير كشيده بودند، كار رقم رامبراند [2] – البته نه آن رامبراند قرن 17 – و اسم شهر ورشو – لهستان در آنموقع جزء روسيه بوده است – را بر خود داشت ، استنباط اوليه من اين بود كه اين تصوير به احتمال زياد در كشور آلمان به انجام رسيده است زيرا اسم نقاش به آن واحد جغرافيائي چندان وابستگي نشان نمي دهد و طريقه نگارش نام ورشو در زير تابلو نيز به زبان آلماني بوده و هم چنين مظفرالدين شاه طي سفر خود به اروپا در سال 1900 ميلادي – 1318 ه.ق برابر با 1279 ه.ش- در حدود 4 تا 5 روز بيشتر در ورشو اقامت نداشته و امكان پذير نيست چنين كاري در خور در اين مدت محدود به انجام رسيده باشد .

اين فرض با يك اتفاق تقريبا – مي گويم تقريبا بواسطه اينكه با بررسي در آلبوم خانه كاخ گلستان و ديگر جاها بايد اين عكس برداشته شده در ورشو را بيا بم تا اين فرض كامل گردد – به اثبات رسيد و آن اينكه در دو گوش پائين تابلو و بر روي قاب براي اينكه به تابلو موقع قرار گيري عمودي بر زمين آسيب وارد نشود دو روزنامه را به شكل چند لا و تاشده به آن ميخ كرده بودند كه معمولا از لحاظ فني در مرحله بعد از قاب سازي و موقع حمل و نقل اجرا مي شود رنگ و قدمت روزنامه ها من را به باز كردن آنها راغب ساخت با باز كردن روزنامه ها چيز عجيبي مشاهده كردم .اين روزنامه ها دقيقا تاريخ 1900 ميلادي رو بر خود داشتند و مربوط به كشور آلمان وشهر درسدن بودند . گزارشي بدين مضمون تهيه كردم :

” در تاريخ 13 تيرماه 1385 نسبت به باز كردن روزنامه اي كه جهت بسته بندي تابلوي آب مركب مظفرالدين شاه ( در بخش زيرين ) با امضاء Rambrandt كه در زير آن واژه Warschau نيز ديده مي شود، اقدام گرديد . كه بعد از باز كردن آن تاريخ 7/7/1900 را بر خود داشت كه با تاريخ سفر اول فرنگستان مظفرالدين شاه به تاريخ 1900 ميلادي تطابق كامل داشته ، طبق بررسي هاي بعمل آمده مظفرالدين شاه در تاريخ پنج شنبه 9 صفر 1318 ه.ق ( 17/ خرداد / 1279 ه.ش ) تا دوشنبه 13 صفر همان سال ( 21/ خرداد / 1279 ه.ش ) در ورشو اقامت داشته است كه برابر مي شود با 7/ 6/1900 ميلادي تا 11/6/1900 كه نشان مي دهد روزنامه فوق الذكر دقيقا تاريخ يك ماه بعد را بر خود دارد. احتمال مي رود تابلوي مورد نظر از روي عكسي كه از مظفرالدين شاه در ورشو گرفته شده در آلمان نقاشي و بسته بندي شده است .

تصاوير روزنامه مورد نظر پس از اسكن كامپيوتري و پرينت آن در 18 صفحه ضميمه مي گردد. “

البته در اينجا صرفا تصوير اول روزنامه كه تاريخ و عنوان روزنامه را بر خود دارد مي آورم و نكته اي كه براي من جالب بود اين است كه اين روزنامه ها چطور در اين 106 سال كه از تاريخ آن مي گذشت باز نگرديده بود ؟!! آيا اين تابلو از ابتدا مورد توجه مظفرالدين شاه واقع نشده و راه به سوي انبار باز كرده است ؟؟!! مظفرالدين شاه در خاطرات روزانه سفر خود به تاريخ پنج شنبه 9 صفر 1318 ه.ق ورود خود به لهستان را اينگونه شرح مي دهد :

” …. تا آمديم به گار راه آهن شهر ورشو رسيديم پرنس فرمانفرماي لهستان روس كه اسمش امير تيسكي است با جميع صاحب منصبان نظامي مقيم ورشو در گار حاضر بودند سربازان و اهل نظام تا آخر صف ملاحظه كرديم بعد كه از جلو ما دفيله كردند من و جناب اشرف صدر اعظم و پرنس و اميرال در يك كالسكه نشسته ساير ملتزمين هم در كالسكه هاي ديگر بطرف شهر روانه شديم در بين راه همه جا سرباز و سوار و توپچي در كنار خيابان ها صف زده بودند و تماما براي تهنيت و احترام ما هورا مي كشيدند عموم مردم از ورود ما زياده اظهار شعف مي نمودند ما هم به همه اظهار مهرباني مي كرديم و با دستمال تعارف مي نموديم حقيقه خيلي خوب از ما پذيرائي كردند از پلي گذشتيم كه بر روي رودخانه ورشو ساخته اند كه تقريبا سيصد ذرع طول پل مي شود خيلي پل غريبي است دو كشتي بخاري هم روي رودخانه در حركت بود بعد آمديم بعمارت لازنسكي كه از براي نزول ما حاضر كرده بودند اين عمارت از بناهاي سلاطين لهستان است پارك و عمارت غريبي است دو درياچه در جلو اين عمارت واقع است كه به قدر درياچه سلطنت آباد مي شود خيلي مصفي است درختهاي مارونيه خيلي بزرگ دارد من خيلي مايل بودم برگ اين درخت را ببينم و در اينجا كه ديدم بقدر درختهاي نارون بزرگ ايران است درختي ديدم كه تا امروز نديده بودم برگ هاي قرمزي داشت برنگ آلوچه هاي قرمز ايران ناصر خاقان را گفتيم رفت شاخه از آن چيده آورد تماشا كرديم خيلي غرابت و تماشا داشت ……”[3]

به تصور من عكسي كه از مظفرالدين شاه گرفته شده و بعد ها دستمايه همين نقاشي گرديده در همين عمارت لازنسكي برداشته شده است به خاطرات مظفرالدين شاه در روز جمعه 10 صفر 1318 ه.ق توجه كنيد :

” صبح كه از خواب بيدار شديم اميرال آمده عرض كرد ترتيب مشق و مانوري در خارج شهر داده شده بايد بانجا برويم پرنس فرمانفرما هم در آنجا براي پذيرائي حاضر است من و جناب اشرف صدر اعظم و اميرال و وزير دربار در يك كالسكه نشسته حركت كرديم بعضي از ملتزمين هم در ركاب بودند از اين پارك تا آن نقطه كه موقع مانور بود بيست دقيقه راه است ….. بعد از اتمام مانور ما با جناب اشرف صدراعظم و اميرال سوار كالسكه شده به طرف منزل آمديم و در بين راه بدر خانه پرنس فرمانفرما آمده كارت گذاشتيم و از آنجا گذشتيم آمديم منزل عكاسي را كه مطيع السلطنه حاضر كرده بود كه عكس ما را بيندازد چند قطعه عكس مرا برداشت …… “[4]

هم او در روز يكشنبه 12 صفر 1318 ه.ق مي نويسد :

” …. عكاسي كه پريروز عكس ما را انداخت امروز عكس ها را حاضر كرده بود بتوسط صنيع السلطنه بحضور آورد الحق خيلي خوب عكس انداخته بود …. چند قطعه كارت پستال عكس ما را درست كرده بودند بحضور آوردند آنها را دستخط كرديم و به تبريز فرستاديم …”[5]

مظفرالدين شاه در روز دوشنبه 4 ربيع الاول 1318 ه.ق موقعي كه در كنتركسويل ( فرانسه ) بوده باز از اين عكاس صحبت مي كند :

” …. امروز آن عكاس پير مرد ورشوي سابق الذكر عكسهاي ما را از ورشوي به كنتر كسويل آورده بود يكهزار منات باو انعام داديم …..” [6]

روز دوشنبه 13 صفر 1318 ه.ق روز خروج مظفرالدين شاه از ورشو است :

” امورز صبح اميرال و پرنس اميرتيسكي فرمانفرماي لهستان روس آمده عرض كردند كالسكه بجهت حركت حاضر است سوار شده از قصر لازنسكي آمديم تا بگار راه آهن باز اطراف راه مثل روز ورود جمعيت ايستاده بودند و قشون نيز همانطور با كمال نظم و آراستگي از كنار راه صف بسته بودند رسيديم بگار پرنس فرمانفرما كه بسيار مرد نجيب عاقل درستي است و يك قطعه نشان تمثال خود مانرا هم بايشان داده بوديم از اينجا مرخص شده رفت اميرال و ساير مهماندارها همراه بودند سوار ترن شده براه افتاديم تا رسيديم به الكساندروف كه سرحد مابين خاك روسيه و آلمان است …. اينجا همانجاست كه شاه شهيد هم در سفر آخر شام خورده بودند و … ميرزا رضا خان مويد السلطنه وزير مختار برلن هم ترن آلمان را به اينجا آورده بود از اينجا بايد به ترن آلمان كه خودمان تا كنتر كسويل اجاره كرده و بخرج خودمان با نجا مي رويم سوار شويم …. بقدر ساعتي كه گذشت از خاك روسيه خارج و داخل خاك آلمان شديم .”[7]

ناصرالدين شاه نيز در سفر دوم فرنگ خود 1295 ه.ق وارد ورشو شده و در همين قصر لازنسكي اقامت داشته است ، ناصرالدين شاه در خاطرات روز سه شنبه مورخ 25 جمادي الا ول 1295 ه.ق مي نويسد :

“ورشو شهر بسيار قشنگي است ، اما ظاهر عمارات و خانه ها قدري چرك است چراغ گاز دارد ، ميدان هاي خوب دارد ….. خلاصه رفتم خيلي راه الي عمارت و باغي كه براي ما حاضر كرده بودند يك ساعت راه بود ، اين عمارت در آخر شهر اتفاق افتاده است ، اسم عمارت قصر لازنسكي و از بنا هاي استانيسلا س اوگوست است كه صد سال قبل از اين پادشاه لهستان بوده است .

اگر چه اين عمارت در پيش عمارات دولتي مسكو و پطر هيچ است ، اما به يك سليقه و مزه ساخته شده است و اسباب و مخلفات خانه از آئينه ها و ميز و صندلي و مجسمه هاي مرمر كه هيچ جا به اين سليقه نديده بودم . منظرش به درياچه و باغ و خيابان هاي خوب است و دوم مرتبه است اين عمارت ….. شب را كل باغ را چراغان كرده بودند …. توي آبها چراغ بود .

شهر ورشو خيلي اباد و پر جمعيت است . دويست و پنجاه هزار نفر جمعيت دارد ، مذهب اين مملكت آنچه عيسوي است كاتوليك است ، باقيمانده يهودي هستند ، نصف اين شهر يهودي است و در مملكت لهستان روس دو كرور يهودي هستند .

بعد از حمام ورشو ، صاحب اين حمام ها كه اسمش موسيو قايناس است گفت عكسخانه همين بالاي حمام است ، بيائيد عكس بيندازم. رفتم بالا ، لابراتور خوبي داشت و چشم انداز بسيار خوبي به رودخانه ويستول و قدري از شهر داشت چند شيشه عكس ما را انداخت ، بعد سوار شده آمديم منزل . الحمدالله تعالي خوش گذشت .”[8]

هرچند كه اين تصوير امكان تكنيكي تركيب عكس و آب مركب را نيز دارد ولي از شايستگي هاي ارزشمند آن به عنوان يك اثر فوق العاده هنري كم نمي كند وهر موقع كه به حوضخانه مي روم مرا به خود مي خواند و لحظاتي چند به آن مي نگرم.

همايون خداداد-كاخ گلستان


[1] http://en.wikipedia.org/wiki/Mozzafar-al-Din_Shah

[2] Rembrandt

[3] مظفرالدين شاه قاجار . سفرنامه مظفرالدين شاه به فرنگ ( سفر اول ) . شرق . تهران . 1363 . چاپ دوم ص 77 و 78

[4] مظفرالدين شاه قاجار . سفرنامه مظفرالدين شاه به فرنگ ( سفر اول ) . شرق . تهران . 1363 . چاپ دوم ص 79

[5] همان ماخذ ، ص 80 و 81

[6] همان ماخذ، ص 100

[7] مظفرالدين شاه قاجار . سفرنامه مظفرالدين شاه به فرنگ ( سفر اول ) . ص 81 و 82

[8] قاضيها ، فاطمه . روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر دوم فرنگستان ( 1295 ه.ق ) . سازمان اسناد ملي ايران. چاپ اول . تهران . 1379 ص 109 تا 111 و 115