خانه > احمد شاه قاجار > احمد شاه قاجار

احمد شاه قاجار

احمد شاه قاجار 

احمد شاه قاجار

احمد شاه قاجار[1]

پسر محمد علي شاه و مادرش ملكه جهان دختر نايب السلطنه كامران ميرزا و هفتمين و آخرين پادشاه سلسله قاجاريه ، وي در 27 شعبان سال 1315 ه.ق متولد شده و در سال 1327 ه.ق در سن 12 سالگي به سلطنت رسيد وي در تاريخ سه شنبه 27 شعبان سال 1332 ه.ق برابر 5 مرداد ماه 1293 ه.ش و 28 جولاي 1914 ميلادي رسما تاجگذاري كرده و در 13 ربيع الا خر 1344 ه.ق برابر 9 آبان ماه 1304 ه.ش ازسلطنت بركنار شده و در تاريخ شنبه 10 اسفند 1308 هجري شمسي برابر با 29 رمضان 1348 ه.ق و 1 مارس 1930 ميلادي در بيمارستان آمريكائي ها در فرانسه فوت نموده و بنابر وصيت وي پيكرش براي دفن به عتبات عاليات حمل و در كربلا به خاك مي سپارند .

يكم مرداد 1288 ه.ش سلطان احمد شاه كه كودكي بيش نبود از سفارت روسيه در زرگنده قلهك به كاخ گلستان انتقال يافت . پدرش ، شاه مخلوع ، تا اين روز حاضر نمي شد او را از خود دور سازد كه ايلخان قاجار با يك واحد قزاق به سفارت روسيه رفت و احمد شاه را كه با پدر و اعضاي خانواده در آنجا متحصن بودند بيرون آورد . احمد شاه سي ام تير 1293 ه.ش پس از رسيدن به سن قانوني تاجگذاري كرد و دولت وقت يكصد هزار تومان هزينه مراسم تاجگذاري او را از بانك انگلستان[2] در تهران وام گرفته بود. [3]

سلطان احمد شاه قاجار نهم اسفند 1308 ( 28 فوريه 1930) درست 4 سال و 4 ماه پس از خلع قاجاريه از سلطنت ايران در 32 سالگي در پاريس و در تبعيد درگذشت. وي دچار اضافه وزن و بيماري كليوي بود. احمدشاه را در تيرماه 1288 در 12 سالگي برجاي پدرش نشانده بودند كه سه سال و چند ماه پس از كودتاي ژنرال رضا خان، از سلطنت خلع شده بود. احمد شاه به اراده خود به اروپا رفته بود كه ديگر به او اجازه بازگشت داده نشده بود. از بررسي خاطرات رجال آن زمان و رفتار احمد شاه چنين بر مي آيد كه نمي توان نسبت به وطندوستي او ترديد كرد. وي بر خلاف ديگر سلاطين قاجاريه، فردي نسبتا آگاه بود و بر اوضاع وقوف داشت و سياستها را مي شناخت و راه گريز از آنها را مي دانست ولي وسيله و امكانات او محدود بود؛ نه ارتشي قابل ملاحظه داشت و نه بودجه كافي. اوضاع زمان و مداخله بيگانه هم مانع از آن بود كه بتواند اقدامي كند. او در23 سالگي با مهارت تمام كودتاي ژنرال رضاخان ــ سيد ضياء را از سر گذرانيده بود.

مورخ الدوله سپهر در كتاب ايران در جنگ بزرگ در مورد احمد شاه مي گويد :

«….. تربيت ناصر الملك و عبرت از بدبختي پدر ، او را به قانون اساسي و عدم دخالت در امور دولت پايبند ساخته بود جمله من مسئول نيستم ورد زبانش بود نسبت به اجانب سوءظن داشت و رفتار همسايگان درباره محمد علي شاه را هرگز فراموش نمي كرد چنانكه بعد از انعقاد قرار داد 1919 در مقابل اصرار دولت انگليس مبني بر تاييد آن عهد نامه شوم استقامت ورزيد ……از زندگي خصوصي و اخلاق شخصي سلطان احمد شاه تا آنجا كه اطلاع داريم ، جواني مهربان و مودب بود و قلبي رئوف داشت ، آهسته صحبت ميكرد نظر به استعداد فربهي در خوردن امساك مي نمود ، به اغذيه ايراني بيش از خوراك هاي فرنگي رغبت داشت مشروبات الكلي دوست نمي داشت به تشريفات درباري عقيده نداشت درويش مسلك و دموكرات منش بود به تعاليم اسلامي ايمان داشت اما نماز نمي خواند و روزه نمي گرفت ، شكار و بازي بيلييارد و تنيس را دوست ميداشت ، به موسيقي كلاسيك عشق فراوان نشان مي داد ، ترسو و محتاط و تو دار و محيل و سر نگهدار بود با لفطره ممسك و در فكر گرد آوردن زرو سيم بود از ماهي 30 هزار تومان بودجه درباري قدري كنار ميگذاشت و از راه بازي بورس و خريد و فروش طلا ثروت قابل ملاحظه اي اندوخت نسبت به خويشان مخصوصا به پدر و مادر علاقه زياد داشت …… از انحرافات محمد عليشاه مبرا بود اما در مقابل پريرويان نغز هميشه مي لغزيد .«[4]

در تمام مدتي كه فعاليت هاي سياسي در تهران براي خلع احمد شاه از سلطنت در جريان بود ، او با خونسردي و بي اعتنائي خاصي به گردش و سياحت خويش در اروپا ادامه مي داد و بنا بر نوشته روزنامه انگليسي ديلي هرالد :

«شاه مخلوع مدتها در شهر نيس به سر مي برد و مي گويند در سر ميزهاي مونت كارلو به اندازه ئي باخته بود كه ناچار قسمتي از جواهرات خود را به فروش رسانيد .«[5]

مخبر السلطنه هدايت در خاطراتش مي نويسد :

«… احمد شاه به قول خودش براي سلطنت ساخته نشده بود شنيده ام كه ناصر الملك از سازگاري ملت مايوسش كرده گفته بوده است فكري براي خودت بكن .«[6]

مجلس پنجم در شنبه، نهم آبان ماه ۱۳۰۴ هجرى شمسى ( ربيع الثاني 1344 ه.ق ) با اكثريت 80 راي موافق در برابر 5 راي مخالف انقراض سلطنت خاندان قاجار را تصويب و اعلام نمود.
براي مطالعه بيشتر در اين عنوان :
*******

[2] منظور بانك شاهي واقع در ضلع شرقي ميدان توپخانه و بانك تجارت فعلي است .

[3] http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp?GD=23&GM=7#3644

[4] شميم ، علي اصغر . ايران در دوره سلطنت قاجار . زرياب . چاپ سوم . تهران . 1384. ص 611

[5] همان ماخذ ، ص 682

[6] هدايت ، مخبرالسلطنه . خاطرات و خطرات . زوار . چاپ پنجم . تهران . زمستان 1375 ص 353

دسته‌ها:احمد شاه قاجار برچسب‌ها:
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: