خانه > ناصرالدين شاه قاجار > ناصرالدين شاه قاجار

ناصرالدين شاه قاجار

nasserdin-shah.jpg
ناصرالدین شاه قاجار

چهارمين پادشاه قاجار و پسر محمد شاه قاجار است وي در تاريخ 6 صفر سال1243 ه.ق ( يا 1245 ه.ق ) در روستاي كهنمير تبريز بدنيا آمده است ، وي در روز جمعه 21 ذي القعده 1264 ه.ق وارد تهران مي گردد و شب روز شنبه 22 ذي القعده 1264 ه.ق در سراي سلطنتي و پيش روي كلاه فرنگي 7 ساعت و 20 دقيقه از شب گذشته جلوس بزرگ را به انجام مي رساند.

وي روز شنبه 22 ذي القعده 1264 ه.ق [2] سلام عام را در تخت مرمر داده و به تاريخ جمعه 17 ذي القعده 1313 برابر 12 ارديبهشت 1275 و 1 مي 1896 ميلادي ساعت 12 ظهر موقعي كه براي زيارت به حضرت عبدالعظيم رفته بود بوسيله ميرزا رضاي كرماني در صحن مبارك ترور گرديده ، كالبد وي براي مدتي درتكيه دولت به امانت گذاشته شده، وسپس در حضرت عبد العظيم به خاك سپارده مي شود.

ميرزا ابراهيم شيباني در منتخب التواريخ در خصوص نحوه تاجگذاري ناصر الدين شاه مي نويسد :

» چون شهريار مبرور ماضي شب ششم شهر شوال سنه هزار و دويست و شصت و چهار در قصر محمديه شميران به ملاء اعلي در پيوست نوبت خسروي به اين خديو يگانه و پادشاه عادل فرزانه آمد . قبل از انتقال شهريار مبرور ذات ملكوتي صفات مقدس كه ولايت عهد آن حضرت داشتند در دارالسلطنه تبريز انتظام امور مملكت آذربايجان مي فرمود ….. نواب مهد عليا دختر زاده خاقان مغفور فتحعلي شاه و فرزند امير محمد قاسم خان بن سليمان خان قاجار قونلو والده اعليحضرت شاهنشاه جمجاه بودند و نواب معظم اليها به نظم شهر و توابع دارالخلافه و تمهيد مقدمات ابد مانوس پادشاهي تدابير صايبه فرموده نواب والا عليقلي ميرزا را به وزارت خود اختيار و طرف مشورت در امور قرار دادند ….. شب چهاردهم شهر شوال المكرم و به روايتي شب هيجدهم ماه مذكور در تبريز به مباركي جلوس فرمودند بالجمله موكب اعلي روز نوزدهم شهر شوال هزار و دويست وشصت و چهار با اردوي مركب از ده هزار لشكر و خدام از تبريز خارج شدند …. در اين محل ( يافت آباد-نزديك دارالخلافه) پيشكاري ميرزا تقي خان امير نظام معلوم همه كس گرديد …… روز جمعه بيست و يكم شهر ذي القعده الحرام سنه هزار و دويست وشصت و چهار اعليحضرت شاهنشاه كل ممالك محروسه با فر و شكوهي فراوان دارالخلافه را به قدوم سعادت لزوم مبارك مزين فرمودند .

ودر شب شنبه بيست و دويم همين ماه در سراي سلطنتي پيش روي كلاه فرنگي هفت ساعت و بيست دقيقه از شب گذشته جلوس بزرگ روي داد . در اين جلوس ميرزا تقي خان به لقب اتابيكي و منصب صدارت عظمي نايل گرديده و به خلعتي فاخر مخلع آمد .

و روز شنبه بيست و دويم سلام عام در تالار تخت مرمر انعقاد يافت و بزرگان ايران به شرف حضور باهر النور اعلي مشرف شده تهنيت گفتند .»[3]

ناصرالدين شاه مردي مستبد به راي و خود خواه ، متظاهر به دين و شعائر ديني ، شيفته اصلاحات و اقدامات تازه براي تحكيم اساس سلطنت و استقرار نفوذ خويش در ميان درباريان و اطرافيان بود .

ناصرالدين شاه با قتل اميركبير[4] سدي را كه آن مرد نيرومند در برابر اعمال نفوذ مامورين سياسي روسيه و انگليس ايجاد نموده بود را با دست خود شكست و زماني به خود آمد كه خواه نا خواه تحت تاثير دو سياست متضاد دو دولت همسايه قرار گرفته و ناگزير بود كه براي حفظ مقام و سلطنت خود گاهي به انگلستان و زماني به روسيه روي خوش نشان بدهد .

قدر مسلم اين است كه ناصرالدين شاه در كشاكش رقابت سياسي و استعماري روسيه و انگليس با خيل رجال و درباريان بي عرضه و نالايق خود نتوانست منافع كشوري را كه به سلطنت آن مباهات مي كرد را حفظ كند و چنانكه خواهد آمد ، افغانستان و بلوچستان را به نفع انگليس و مرو و بخارا و سرزمين هاي شمال شرقي خراسان را به نفع روسيه تزاري از دست داد .

حمله ارتش ايران به هرات در 10 ربيع الثاني 1272 ه.ق برابر با 20 دسامبر 1855 ميلادي به رهبري حسام السلطنه و عقب نشيني ايران بواسطه حمله ناوگان انگليس به خرمشهر و اهواز در 1273 ه.ق كه منجر به عقد قرارنامه اي بين ايران و انگلستان در تاريخ 7 شهر رجب 1273ه.ق برابر با 4 مارس 1857 ميلادي موسوم به عهد نامه پاريس و جدا شدن افغانستان از ايران مي گردد .

همچنين در 5 جمادي الاول 1294 ه.ق برابر با 19 مي 1877 ميلادي روس ها مرو و بخارا را در خراسان شمالي متصرف شده و در روز 12 محرم 1299 ه.ق برابر با 9 دسامبر 1881 ميلادي قراردادي را در خصوص واگذاري آن مناطق به روسيه به ايران تحميل مي كنند .

ناصرالدين شاه اولين پادشاه ايران است كه به قصد تفرج و سياحت به كشورهاي اروپائي سفر [5] مي كند و مي توان گفت در دوران حكومت وي بواسطه آشنائي با مدنيت غربي تفكر اصلاح طلبانه رشد و نضج مي گيرد .

ناصرالدين شاه قاجار بعد از قريب به 49 سال پادشاهي و در سن 70 سالگي دار فاني را وداع مي گويد ، ميرزا ابراهيم شيباني در منتخب التواريخ در خصوص ترور ناصرالدين شاه چنين مي نويسد :

» از آنجا كه مقتضيات قضا و قدر را چاره و گريزي و مقدرات خير و شر را حيله و تدبيري نيست روز جمعه هفدهم شهر ذي القعده الحرام اعليحضرت ذوالقرنين اعظم عزيمت زيارت حضرت عبدالعظيم فرمودند . دير زماني بود كه در مواقع سواري احدي را از وضيع و شريف در معابر پادشاهي متعرض نبودند خاصه در اماكن و مشاهد متبركه مشرفه بارها با معدودي از خواص در جمع زايرين و عابرين طوف و حركت مي فرمودند كه اين معني موجب شكر گذاري و دعا گوئي نسبت به شخص اقدس همايون سلطنت بود ولي در اين روز كه چنين سوء القضائي در برداشت .

قضاي نبشته نشايد سترد         كه كار خدائي نه كاري است خرد

ذات اقدس همايون در حالي كه در حرم مطهر مشغول طواف بودند يكي از اداني ناس كه موسوم به ميرزا رضاي كرماني وبه خبث طينت و شقاوت فطرت مسبوق و معروف بود در اين روز فرصتي يافته بي سابقه تظلم طپانچه شش لوله از آستين عبا در آورده و روي طپانچه عريضه اي گذاشته بود كه قصد او معلوم نشود . علي الغفله تير گلوله به طرف شخص همايون رها نمود فورا او را گرفته براي محاكمه و استنطاق حبس نمودند . بالجمله اين تير كاري و گلوله به قلب همايون اصابه نموده بود في الحال :

فرود آمد از پاي سرو سهي                   گسست آن كمرگاه شاهنشهي

جناب مستطاب صدراعظم حضرت اقدس را به كالسكه حمل داده به اميد چاره مراجعت به شهر دارالخلافه نمودند و تمام اطباي ايراني و فرنگي را حاضر نمودند . معلوم شد كه به مجرد رسيدن گلوله به فاصله پنج دقيقه كار از كار گذشته و طاير روح همايونش از قفس تن رسته بود . عصر همان روز سفراي دول متحابه مقيمين دربار دولت عليه را رسما از اين حادثه خبر داده و عريضه تلگرافي به خاكپاي مبارك حضرت اقدس ولايت عهد معروض داشتند . عموم سفراي دول متحابه خارجه مقيمين دارالخلافه نيز به دربار همايون آمده هم از جانب دول متبوعه خود و هم از طرف شخص خودشان تبليغ و عرض تهنيت نمودند .»[6]
مقبره ناصرالدین شاه در تکیه دولت ( به شکل امانت قبل از انتقال به حرم عبدالعظیم ) - موزه بروکلین

مقبره ناصرالدین شاه در تکیه دولت ( به شکل امانت قبل از انتقال به حرم عبدالعظیم ) - موزه بروکلین

براي مطالعه در اين عنوان :

ناصرالدين شاه قاجار


[2] در همين زمان مرحوم امير كبير به لقب اتابيكي و منصب صدارت عظمي نائل مي گردند .

[3] شيباني ، ميرزا ابراهيم . منتخب التواريخ . انتشارات علمي . چاپ اول . تهران . تابستان 1366 ص 83 تا 86

[4] ا مير در 25 ماه محرم 1268 ه.ق از منصب صدارت خلع شده و در تاريخ 17 ربيع الاول 1268 ه.ق در حمام فين كاشان حسب الامر ناصرالدين شاه و به دستور حاجي علي خان مقدم مراغه اي فراش باشي به قتل مي رسد .

[5] شروع سفر تاريخ شنبه 21 صفر سنه 1290 ه.ق بوده است .

[6] شيباني ، ميرزا ابراهيم . منتخب التواريخ . انتشارات علمي . چاپ اول . تهران . تابستان 1366 ص 300 و 301

  1. گل يخ
    اکتبر 11, 2010 در 01:05

    خيلي دوست دارم كه بدونم قبر ناصرالدين شاه كجاست؟
    شما ميدونيد؟

  2. همایون
    اکتبر 11, 2010 در 01:14

    مدفن ناصرالدین شاه همانطور که در متن بالا نگاشته شده در مرقد عبدالعظیم حسنی واقع در شهر ری است.( همان جائی که توسط میرزای کرمانی ترور گردید) اما اگر منظور شما سنگ قبر ناصرالدین شاه می باشد باید عرض کنم این سنگ قبر فوق العاده نفیس ( که اوائل انقلاب قصد سرقت آن را داشتند و شایعاتی مبنی بر تخریب آن در اذهان شکل گرفته بود ) هم اینک در کاخ گلستان و در بخش خلوت کریمخانی قرار یافته، و به جهت بازدید آماده است .

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: