خانه > يادمان هاي تاريخي > تصاویری از سفر فرنگستان ناصرالدين شاه به بریتانیا

تصاویری از سفر فرنگستان ناصرالدين شاه به بریتانیا

nasereddinshahqueenvictoria.jpg 

اين تصوير منحصر به فرد مربوط است به مجله The Illustrated London News كه ناصرالدين شاه را در ملاقات با ملكه ويكتوريا امپراتريس بريتانيا نشان مي دهد  با توجه به اينكه مجله تاريخ 13 ژوئيه 1889 ميلادي را بر خود دارد در نتيجه مربوط است به سفر سوم فرنگستان ناصرالدين شاه قاجار به انگلستان و ملاقات وي با ملكه ويكتوريا ، در جستجوي اينترنتي كه انجام دادم رئوس اين مجله در آن روز چنين بوده است :

July 13th
‹ The Shah Received By The Queen at Windsor Castle ‹ Full front page
‹ The Shah’s Visit To The City: Procession Coming into Pall Mall From St James’s Pa›
‹ The Shah’s Visit to the City: procession in Fleet Street›
‹ The Shah At Guildhall: receiving an Address From the City of London›
‹ The Shah at The Royal Italian Opera Covent Garden›
‹ The Shah at the Empire Theatre – Sir Albert Sassoon’s Ballet Entertainment›
‹ Mr Gladstone and The Shah at Lord Rosebery’s Dinner Party›
‹ Casket of Address Presented to the Shah At Guildhall›
‹ Casket Presented to Mr Gladstone with the Freedom of the Borough of Cardi›
‹ The Angelus – Picture by J. F. Millet Sold in the Secretan Collection Paris›
‹ The Shah Sketching A Portrait of Our Artist on Board The Royal Yacht Victoria and Albert » Waddesdon Manor Aylesbury, The Seat of Baron Ferdinand De Rothschild, Visited By The Shah » Blind Love by Wilkie Collins ‹ Illustrated by A Forestier and R. Taylor› Bensons Watches ‹ Advert› Ellimans Embrocation Ilst ‹ Full page advert shoiwing a hunting scene› Salt Regal ‹ Advert› Beechams Pills ‹ Advert› Parkins and Gotto Travelling Bags ‹ advertAnd more adverts of the dayAlso articles (no engravings unless listed above) including Our Note Book By James payne 

The Shah in England

و اما در انگلستان و در لندن روزنامه ايلوستريشن لوندون نيوز (The Illustrated London News ) در شماره مورخ 13 ژوئيه 1889 ميلادي خود ( مقارن سومين سفر ناصر الدين شاه ) چنين نوشته است :

» هنگامي كه شاه ايران از آنتورپ با كشتي به طرف رودخانه تايمز لندن مي آمد به حضور نقاش ما در صحنه كشتي پي برد . ديد كه نقاش ما آقاي ه.س.سپيگتر رايت مشغول نقاشي است . شاه ، نقاش را احضار كرد كتابچه نقاشي را ملاحظه كرد و گفت : من هم نقاشي بلد هستم ، قلم به دست گرفت و به جاي تصويري كه نقاش ما از او كشيده بود او هم تصوير نقاش ما را كشيد و آن را امضاء كرد .»

ناصرالدين شاه در سفر اول فرنگستان خود نيز با ملكه ويكتوريا ديداري داشته است كه ذكر آن وقايع در اينجا بي مناسبت نمي باشد . ناصرالدين شاه در روز چهارشنبه 23 ربيع الثاني 1290 وارد انگلستان شده و 18 روز در آنجا اقامت داشته است وي در روز پنج شنبه 24ربيع الثاني 1290 با ملكه ويكتوريا ديدار مي كند :

» صبح از خواب برخاسته رفتيم براي قصر ويندزور [1] كه مقر ملكه ويكتورياي انگليس است . با راه آهن بايد رفت ، به يك ساعت مسافت . خلاصه رخت پوشيده سوار كالسكه شديم . من ، صدر اعظم و لرد مولي . جمعيت زياد از حد و اندازه ، سر راه طرفين راه ايستاده بودند …. از خيابان هايد پارك گذشته از شهر و غيره ، تا رسيديم به گار ، سوار راه آهن شديم ….. دم قصر زير پله پياده شديم ، ملكه تا زير پله استقبال كرد ، پائين آمده ، دست ملكه را گرفتم ، بازو داديم ، رفتيم بالا . از اطاقها و دالا نهائي كه پرده ها و اشكال خوب داشت گذشته داخل اطاقي شديم ، روي صندلي نشستيم ، ملكه زنها و نوكرها و دختر پسر و غيره خود را معرفي كرد . ما هم شاهزاده ها ، صدر اعظم و غيره را معرفي كرديم ، لرد شامبرلاند كه همان سدني باشد كه وزير دربار ملكه است ، نشان ژارتيه [2] كه چاخچوربند ( جوراب بند ) معروف است ، از نشان هاي معتبر انگليس است كه به جز پادشاهان به كس ديگري نمي دهند آورد ، ملكه برخاسته به دست خودش نشان را به ما زده و حمايلش را انداخت و چاخچوربند را هم دادند …… نشاني كه دادند مكلل به الماس بود …… خلاصه نشان را با تعظيم زياد گرفته ملكه ما را بوسه داد ما هم او را بوسيديم ، نشستيم ، من هم نشان و حمايل اختراعي آفتاب را مكلل به الماس با نشان تصوير خودم الماس به ملكه دادم ، او هم با كمال احترام قبول كرد و زد به خودش …»[3]

2 روز بعد از این دیدار در 23 جون 1873 مجله گرافیک آنرا به تصویر می کشد :

دیدار ناصرالدین شاه و ملکه ویکتوریا در سفر اول فرنگستان ( ژوئن 1873- قصر ویندزور)

دیدار ناصرالدین شاه و ملکه ویکتوریا در سفر اول فرنگستان ( ژوئن 1873- قصر ویندزور)

و در همان روز باز مي نويسد :

» ملكه پنجاه و پنج سال چيزي بالا دارد ، حالا هم براي شوهرش سياه ميپوشد ، اما بسيار خوش بنيه و فربه و سرخ و سفيد است ، هيچ معلوم نيست كه سالش اينقدر ها ست . دندانها يش هيچ عيب نكرده است ، قدش كوتاه است ، گردن كوتاه كلفتي دارد . بسيار بشاش و خوش صورت است و مودب . «[4]

ميرزا ابراهيم شيباني در منتخب التواريخ ديدار ناصرالدين شاه و ملكه را 24 ربيع الثاني ذكر مي كند :

» روز بيست و چهارم با جميع ملتزمين به قصر ويندزور به ديدن اعليحضرت پادشاه انگلستان تشريف بردند چون در پاي پله قصر پياده شده اعليحضرت پادشاه تا پاي پله اعليحضرت همايون را استقبال كردند و جميع شرايط مودت و اعزاز ملحوظ شد . بعد ها لرد شامبر لاند وزير دربار پادشاهي نشان ژاتير مكلل به الماس را كه بزانو بند معروف و از نشان هاي معتبر انگليس و سواي اعليحضرت پادشاه انگلستان كه رئيس اداره اين نشا نند و شاهزادگان انگليس و سلاطين خارجه كسي داراي آن نيست ، براي اعليحضرت شا هنشاهي آورده اعليحضرت پادشاه انگلستان و امپراطريس هندوستان برخاسته و به دست خود آن نشان را به پيكر انور زدند و حمايلش را انداختند . جوراب بند را هم دادند .»[5]

» اعليحضرت همايون نشان و حمايل آفتاب مكلل به الماس را با نشان تصوير بي نظير مقدس همايون به اعليحضرت پادشاه انگلستان دادند .»[6]

وصف ديدار با ناصرالدين شاه را اين بار از جانب ملكه ويكتوريا بشنويد كه در خاطرات خود آورده :

» به مناسبت واقعه بسيار مهم امروز يعني ديدن شاه ايران در دلم تشويش و اظطراب بود جنب و جوش و آمد و رفت عظيم ديده مي شد . چون اين روز مصا دف با جشن جلوس من نيز بود توپ شليك مي كردند و به مناسبت اين جشن هم براي ورود شاه زنگ مي زدند . بيف اي ترها ( قراولان خاص قلعه لندن ) در جا هاي مخصوص خود قرار مي گرفتند و خدمه در لباس رسمي خود مي آمدند و مي رفتند . آرژ ( پسر ملكه ) وارد شد و مردم در مقابل دروازه هاي قصر جمع آمدند . گارد احترام داخل حياط گشت بعد لباس صبح بسيار خوب و ظريفي پوشيدم و خود را به مرواريد هاي درشت و ستاره و نوار نشان گارتر آراستم . كالسكه شاه نزديك شد . يازده كالسكه ديگر در دنبال آن مي آمد . ما به عجله پائين آمديم . اركان دولت ، خانم ها و آقايان لرد گرن ويل و ديگران همه پيش از ما پائين رفته بودند دسته موسيقي نوازان شروع كردند به نواختن سرود ملي جديد ايران و يك لحظه بعد كالسكه به در قصر رسيد .اول صدر اعظم (ميرزا حسين خان ) كه با پسران من در كالسكه شاه نشسته بود پياده شد و بعد از او شاه . من پيش رفتم و به او دست دادم ، شاه نيز به من دست داد و مراتب خوشوقتي خود را از ملاقات شاه به صدر اعظم اظهار داشتم .»[7]

ملكه در وصف ناصرالدين شاه مي گويد :

» شاه بالنسبه بلند قد مي باشد و خوش سيما و با نشاط است و فربه نيست . لباس دامن بلند ساده اي در برداشت كه از جواهر بسيار عالي و زيورهاي الماس پوشيده بود و به جاي تكمه دانه هاي درشت ياقوت بر آن دوخته بودند . سر دوشي و كمربندي كه شمشيرش از آن آويخته بود همه از الماس بود و در ميان هر يك زمردي بزرگ قرار داشت . من به وسيله صدر اعظم سئوالات مختلف كردم اما شاه فرانسه خوب مي فهميد و مي توانست بعضي جملات كوچك را بگويد . شاه صدر اعظم را به زبان فرانسه به من معرفي كرد من از صدر اعظم خوشم آمد . فرانسه را بسيار خوب حرف ميزد . پيش از آن كه شاه همراهان خود را معرفي كند من سه دختر خود را به او معرفي كردم . بعد از او خواهش كردم كه بنشيند و هر دو بر روي صندلي در وسط اتاق نشستيم ( لابد مضحك به نظر مي آمده است و من بسيار خجالت كشيدم ) و دخترهاي من بر روي نيمكت نشستند لرد گرنويل زانوبند و ستاره و نشان الماس را به من داد و به كمك آرژو لئوپولد آن را بر جامه شاه قرار دادم . آنگاه شاه دست مرا به لب برد و بوسيد و من هم مراسم احترام به جا آوردم . صدراعظم ستاره را به او زد و بعد شاه دو نشان خود را ( ملكم خان آن ها را درجعبه اي با خود همراه داشت ) به من داد ، يكي از آن ها تمثال شاه بود كه الماس هاي بسيار نفيس در اطرافش نشانده بودند و هرگز به زن ديگري داده نشده بود .»[8]

ميرزا ابراهيم شيباني در مورد نشان زانو بند چنين مي گويد :

» نشان ژارتير را ادوارد سيم پادشاه انگلستان در سنه هزار و سيصد و چهل و نه عيسوي در قصر ويندزور اختراع نموده بعضي گويند آن را به يادگار قتح كرس كه فيليپ چهارم پادشاه فرانسه را شكست داد اين نشان را اختراع كرد . برخي بر اين هستند كه در يكي از مجالس بال جوراب بند كنتس دساليسبوري معشوقه ادوارد افتاده اسباب خنده حضار شده پادشاه از كمال غيرت و علاقه كه باو داشت جوراب بند را برداشت و گفت مفتضح باد كسي كه خيال بد كند و همين عبارت در تسمه نشان زانو بند نقش است و گفت همين بند جوراب را بقدري محترم خواهم كرد كه براي تحصيل آن منت بكشند . اين شد كه آن را نشان اول دولت قرار داد .»[9]

پيش از ناصرالدين شاه هيچ پادشاهي از ممالك شرقي به جز عبدالعزيز سلطان عثماني از انگلستان ديدن نكرده بود و طبيعي بود كه براي مردم آنجا جذابيت هاي زيادي ايجادكند . در ايام اقامت شاه در انگليس امتعه ايراني در ميان خواص مملكت رسم شد و اين نكته از مطالعه مطبوعات آن زمان استنباط مي شود . مثلا در آن ها اطلاعاتي هست در باب عطري كه آن را ( عطر شاه ايران ) و يا عطر ( گل ) مي ناميدند و مي گفتند كه آن را از گلستان آورده اند . اين عطر را مغازه هاي معروف با ند استريت متناسب با اندازه شيشه از 4 ليره تا 25 ليره مي فروختند . شواليه دو كتسكي براي هنگام پذيرائي شاه موسيقي مخصوص نوشت و هم چنين سرود ملي ايران را كه در وقت پذيرائي ويگتوريا از ناصرالدين شاه در ويندزور دسته ها ، موسيقي نظامي نواخته و بعد به صورت نت پيانو در آورده بودند زنان جوان مي خريدند . براي رفتن شاه به ( اپراي شاهي ايتاليائي ) نيز موسيقي مخصوص تنظيم كردند .

عمال دولت انگليس كه مامور پذيرائي شاه بودند و سايل ديدن صنايع و قواي دريائي بريتانيا را براي او فراهم آوردند و همه روزنامه ها پر شد از تصاوير سان بحري در بندر پرتسموت و تماشاي كشتي هاي آهن پوش بندر دوور چنان كه مخبر انگليسي اطلاع ميداد شاه به قورخانه وولويچ رفت و كوره بزرگ آن را ديد و در آن باب سئوالات بسيار كرد و مايل بود به وضع كار اسلحه سازي پي ببرد . در شمال انگليس كار خانه هاي معروف پارچه بافي ايالت لانكشاير را ديد و در آن جا اسم او را به فارسي بر پارچه نقش زدند . كارخانه لوكوموتيو سازي ناحيه كرو را نيز مشا هده كرد . در عمارت شهرداري منچستر ناصرالدين شاه نطقي كرد و سر هنري راولينسون مستشرق معروف آن را به زبان انگليسي ترجمه كرد . در اين نطق شاه از پيشرفت صنعتي منچستر تمجيد بسيار كرد و گفت كه در نظر دارد در ايران اصلاحاتي كند . مردم انگليس كه سلاطين خارجي ديگر را نيز ديده بودند در همه جا از شاه با كمال شوق و شعف پذيرائي كردند حتي پيش از اين كه وي قدم بر خاك انگليس بگذارد زورق هاي شخصي و كشتي هاي كوچك كرايه اي بسيار گرداگرد همراهان او جمع آمدند و مطبوعات آن ايام چنين مي نوشتند :

» اشتياق مردم پايتخت به ديدن او و تحميل زحمت و خستگي به انتظار ورود او فرياد شوق و شعف ايشان به مجرد مشا هده او ، بي شك به شاه ثابت كرد كه مردم ، او و مملكتش را دوست دارند .»[10]

روزنامه ها پر است از كاريكاتور مردم كه براي تماشاي موكب شاه بر روي صندلي ايستاده اند و چتر هاي اشخاصي را كه در صف پيش ايستاده اند پائين مي آورند تا بتوانند بهتر تماشا كنند و نيز تصوير مضحك خانم هائي كه از پنجره مغازه هاي عالي به مرواريد هاي نفيس شاه نگاه مي كنند .

روز وداع با ملكه فرا مي رسد ناصرالدين شاه در روز 4 شنبه 7 جمادي الاول مي نويسد :

» بايد به ويندزور به وداع ملكه برويم …… ملكه باز الي دم پله آمد . دست هم را گرفته رفتيم بالا ملكه الماس كوه نور را به سينه خود زده بود ، الماس بسيار خوبي است . ما را برد جميع اطاق هاي عمارت را گرداند . بسيار خوب اطاقها و تالارهائي دارد ، چشم انداز بسيار بسيارخوب ، به طرف شهر لندن و صحرا و غيره دارد . سبز ، خرم ، باغ بسيار خوبي ، گلكاري در زير عمارت در صحرا بود ….. بعد از خوردن بعضي از ميوه بر خاستيم ، ملكه الي دم اطاقي كه براي من معين كرده بودند آمده رفتند . من عكس خودم را به ملكه به يادگار دادم ايشان هم عكس خود و پرنس له اوپول را به من دادند . كمال مهرباني و دوستي را ملكه از اول خاك ورود به انگليس الي امروز نسبت به ما به عمل آورده است . بعد آمديم پائين ، دست ملكه را گرفته رفتم الي دم كالسكه با ملكه وداع كردم ، توي كالسكه نشستم ، ملكه خواهش كردند كه عكاس مخصوص خودش توي كالسكه عكس ما را بيندازد ….. توي كالسكه چند شيشه عكس ما را انداخت .»[11]

ميرزا ابراهيم شيباني در منتخب التواريخ در مورد روز وداع با ملكه مي نويسد :

» روز ششم جمادي الاول براي وداع با اعليحضرت پادشاه انگلستان به ويندزور تشريف بردند . بعد از تقديم رسوم تشريفات و اعزاز عكس جمال مهر مثال همايون را به يادگار به اعليحضرت پادشاه انگلستان دادند . اعليحضرت پادشاه انگلستان نيز عكس خود را با عكس پرنس لئو پلد كه پسر كوچك ايشان است به اعليحضرت همايون دادند …. «[12]

همانطور كه در خاطرات ناصرالدين شاه در ملاقات اول وي با ملكه ويكتوريا خوانديم وي هنوز به خاطر همسرش سياه پوش بوده است با توجه به اينكه پرنس آلبرت در 1861 ميلادي فوت نموده است و ملاقات ملكه و ناصرالدن شاه در 1873 ميلادي رخ داده يعني ملكه بعد از 12 سال هنوز عزا دار همسرش بوده است .

ناصرالدين شاه قاجار همان روز كه به وداع ملكه مي رود بازديدي نيز از مقبره پرنس آلبرت داشته وي در روز 4 شنبه 7 جمادي الاول 1290 ضمن يادداشت هاي خود مي نويسد :

» …. سوار كالسكه شده رفتيم مقبره پرنس آلبرت شوهر ملكه . خيلي راه رفتم ، از پهلوي مقبره دوشس دو كنت مادر ملكه گذشتيم كه اينجا دفن است ،تا رسيديم به مقبره آلبرت ، پياده شديم توي مقبره بسيار بسيار عالي كه از سنگهاي رنگين ساخته اند ، خيلي بناي خوبي با روحي است ، صندوق مقبره از سنگ است ، حالت مرده مجسمه خود آلبرت را روي صندوق دراز كشيده ساخته اند ، از مردم بسيار بسيار خوب كار كرده اند . دسته گلي كه در دست داشتم بالاي قبر گذاشته بسيار بسيار افسرده و مهموم شدم ، بيرون آمده سوار كالسكه شده رفتيم .»[13]

ميرزا ابراهيم شيباني در منتخب التواريخ در مورد ديدار از مقبره پرنس البرت مي آورد :

» …. بعدعزيمت مقبره پرنس آلبرت شوهر اعليحضرت پادشاه فرمودند . در مراجعت در بين راه سرو كوهي به يادگار بدست مبارك در محلي غرس فرمودند .»[14]
در روز شنبه 5 جولای 1873 یعنی 2 روز بعد از بازدید ناصرالدین شاه از مقبره پرنس آلبرت و کاشت درخت  در حین برگشت وی روزنامه ای آنرا اینگونه به تصویر می کشد :

کاشت نهال در باغ پرنس ولز توسط ناصرالدین شاه در سفر اول فرنگستان

********
[1] Windzor[2] Jartier

[3] قاضيها ، فاطمه . روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر اول فرنگستان ( 1290 ه.ق ). سازمان اسناد ملي ايران . چاپ اول . تهران . 1377 ص 147 تا 150

[4] همان ماخذ ، ص 151

[5] شيباني ، ميرزا ابراهيم . منتخب التواريخ . انتشارات علمي . چاپ اول . تهران . تابستان 1366 ص 187

[6] همان ماخذ ، همان صفحه

[7] معتضد ، خسرو . قصه هاي قاجار . قطره . چاپ اول . تهران . 1384 ص 225

[8] معتضد ، خسرو . قصه هاي قاجار . قطره . چاپ اول . تهران . 1384 ص 226

[9] شيباني ، ميرزا ابراهيم . منتخب التواريخ . انتشارات علمي . چاپ اول . تهران . تابستان 1366 ص 187

[10] معتضد ، خسرو . قصه هاي قاجار . قطره . چاپ اول . تهران . 1384 ص 228

[11] قاضيها ، فاطمه . روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر اول فرنگستان ( 1290 ه.ق ). سازمان اسناد ملي ايران . چاپ اول . تهران . 1377 ص 151

[12] شيباني ، ميرزا ابراهيم . منتخب التواريخ . انتشارات علمي . چاپ اول . تهران . تابستان 1366 ص 189

[13] قاضيها ، فاطمه . روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه در سفر اول فرنگستان ( 1290 ه.ق ). سازمان اسناد ملي ايران . چاپ اول . تهران . 1377 ص 151

[14] شيباني ، ميرزا ابراهيم . منتخب التواريخ .ص 190


  1. اناهیتا
    مه 11, 2008 در 12:35

    خیلی جالب بود
    ناصرالدین شاه خیلی ادم باحال و با ذوقی بوده ها

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: