خانه > يادمان هاي تاريخي > ميدان باغ شاه و مجسمه ناصرالدين شاه

ميدان باغ شاه و مجسمه ناصرالدين شاه

ميدان باغ شاه اثر مرحوم كمال الملك 1306 ه.ق - نگارخانه كاخ گلستان

ميدان باغ شاه اثر مرحوم كمال الملك 1306 ه.ق - نگارخانه كاخ گلستان

بازديد ناصرالدين شاه از اتمام ساخت مجسمه خودش در قورخانه - 1304 ه.ق

بازديد ناصرالدين شاه از اتمام ساخت مجسمه خودش در قورخانه - 1304 ه.ق

گويا نخستین مجسمه نصب شده در ميادين تهران قدیم، مجسمه ناصرالدین شاه سوار بر اسب بوده كه در باغ شاه گذاشته شد.این مجسمه به دستور اقبال‌السلطنه وزیر قورخانه و توسط میرزا علی اكبر معمار ساخته شده بود.

در روزنامه شرف سال 5، شماره 50، ربیع‌الثانی 1304 قمری در صفحات 1 و 2 در این مورد چنین آمده است:
«برحسب دستورالعمل جناب اقبال‌السلطنه وزیر قورخانه مباركه مجسمه‌ای از تمثال … بندگان اقدس … تقریباً به اندازه جسم و هیكل … مبارك سواره با لباس رسمی ساخته و ریخته‌اند كه از حیث صنعت ریخته‌‌گری و علم نقاشی و تناسب اعضا و دقایق اوستادی در این فن مخصوص مجسمه‌سازی بهتر از آن به تصویر نمی‌آید، مانند كارهای خوب اساتید اروپا ساخت و حال آن كه اوستادان و صنعتگران این مجسمه تماماً ایرانی هستند.»
ساخت مجسمه در شعبان 1304 ه.ق به پایان رسید. به قول محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات ابتدا قصد داشتند آن را در سر میدان توپخانه بگذارند اما چنین نشد و دو سالی مجسمه در قورخانه بود تا به باغشاه برده شد. سه‌شنبه 10 صفر 1306  ه.ق را «عید مجسمه» گفتند و بدین مناسبت جشنی برپا داشتند .
بناى ميدان اسب دوانى يا باغشاه كه در غرب تهران قرار داشت – حوالي ميدان حر كنوني – و خارج از محدوده شهرى بود، از دوره فتحعلى شاه است كه به گزارش اعتماد السلطنه » خالي از اهميت »  نبوده و به منظور اسب دوانى و چابك سوارى احداث شد. فتحعلى شاه بعدها نيز بناهايى بدان افزود تا اين كه در عهد ناصرالدين شاه و در حدود سال 1277 ه.ق كوشك هاى معتبر و بناهاى عالى در آنجا ساختند.
عمارت تازه به گزارش روزنامه » دولت عليه ايران » به تاريخ 5 شنبه 8 جمادي الاولي 1277 ه.ق داراي سه بخش و هر بخش دو طبقه بود، قسمت مياني كه بزرگتر از دو عمارت طرفين بود به جلوس شاه اختصاص داشت عمارت دست راست مخصوص وزيران، سران دولت و اميران كشوري و قشون بود.بناي طرف چپ به مهد عليا – مادر ناصرالدين شاه- و زنان حرم خانه اختصاص داشت. در طول سلطنت ناصرالدين شاه عمارت تازه ديگري در ميدان ساخته شد افزون بر آن در ميدان اسب دوانى، گذشته از بناى اصلى، برجى – معروف به برج منظر – نيز ساخته شده بود كه آن برج نيز در آغاز شش طبقه بوده و سپس با برداشتن دو طبقه بالايى آن به برجى چهار طبقه تبديل شد. در واپسين سال هاي سده سيزده ه.ق در محوطه ميدان اسب دواني باغي ايجاد شد كه اعتماد السلطنه از آن به عنوان » باغي در نهايت امتياز » ياد  مي كند به سبب وجود محوطه مشجر، چهارصد فواره و درياچه بزرگى كه از آب قنات ميدان پديد آمده بود، ميدان اسبدوانى را باغشاه خواندند. از ديدنى هاى باغشاه يكى هم مجسمه سواره ناصرالدين شاه بود كه در وسط درياچه باغ بر سكويى قرار داشت.
باغ وحش مختصرى نيز در قسمت جنوبى باغ درنظر گرفته شده بود. باغشاه بعدها به محل استقرار سربازها و لشكر گارد اختصاص يافت. از رويدادهاى باغشاه يكى فرامين محمدعلى شاه قاجار براى سركوب، مقابله و محاكمه مشروطه خواهان بود و ديگرى فرمان به توپ بستن مجلس شوراى ملى كه از آن محل صادر شد.

این متن از اعتماد السلطنه  که در روزنامه خاطرات خود مورخه  سه شنبه 10 صفر 1306 ه.ق  نگاشته علاوه بر نشان گر بودن طرز فکر طبقه ای از اجتماع ، بیانگر این نکته مهم است که در نزد بخش اعظمی از جامعه آن روز ایران این عمل ناصرالدین شاه چندان مورد قبول واقع نمی شده است . به مطالب وی دقت کنید :
» امروز عید مجسمه است . باین معنی که مجسمه همایونی را سواره در قورخانه با چدن ساخته اند ، صنعت خوبی بکار برده اند برای اینکه با بی اسبابی خیلی مشکل بود چنین مجسمه ای  را ساخت. اما لازم نبود جشن بگیرند و عیدی فراهم بیاورند . این مجسمه در ملت اسلام ساختنش حرام است . چنانچه سلطان محمود سلطان عثمانی در شصت سال قبل صورت خود را در مسکوکات نقش نمود شیخ الاسلام و سایر علماء او را تکفیر کردند و فتوی به خلعش دادند که مجبورا مسکوکات را جمع نموده منتها این است که بحمدالله پادشاه قادر است هر چی می خواهند میکند . لیکن باز از این مردمان متعصب هستند که این وضع را نمی پسندند اگر عرض من قبول میشد نمیگذاشتم این تشریفات را فراهم بیاورند . شاه عصری بباغ اسب دوانی تشریف بردند که مجسمه آنجا است . سفراهم همگی با وزراء و قشون و سایر طبقات حاضر بودند سلامی تشکیل داده بودند . نایب السلطنه که مباشر این سلام بود خطبه مختصری خوانده بود و طناب پرده را که جلو مجسمه کشیده بودند که پرده رد شود و مجسمه پیدا شود هر چه خواسته بود طناب را بکشد پرده عقب نرفته بود . بسیار خفیف شده بود. تا مجبورا شخصی بالای مجسمه رفته بود و پرده را رد کرده بود ….. خلاصه شمس الشعراء قصیده و خطیب خطبه خواند ه بود شلیک توپی شده . ساعت یک بغروب مانده مراجعه بعمارت شهر فرمودند.»

– سمسار،محمد حسن . سيماي تهران . زريران. تهران .1386 ج1ص 215
– صنيع الملك . روزنامه دولت عليه ايران.5شنبه 8 جمادي الاولي 1277 ه.ق
– اعتماد السلطنه، محمد حسن بن علی . روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه . ایرج افشار. امیرکبیر . چاپ ششم . 1385

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: