خانه > معماری دوره قاجار > عمران و نوسازي در دوران قاجار

عمران و نوسازي در دوران قاجار

شمس العماره - کاخ گلستان

معماري و شهرسازي ايران در دوران طولاني تاريخ خود فراز و نشيب هاي بسيارداشته و در شکل گيري آن شرائط اقليمي و ميراث فرهنگي بيش از عوامل ديگر تأثير گذارده است. روند معماري عاميانه و مردمي، که در آن تنها از مصالح بومي امکان استفاده فراهم بود، در ادوار مختلف، تنها با تغييراتي جزئي، تداوم داشته است در حالي که در معماري حکومتي و سالاري با توجه به قدرت حکومت و امکانات مالي دولتمردان، مصالح تازه و گران تر به کار مي رفت و از سازندگان چيره دست تري استفاده مي شد و به اين ترتيب در سيماي ظاهري وتزئينات معماري تغييرات اساسي به وجود مي آمد.

در زمان به حکومت رسيدن آغا محمدخان قاجار (1200-1211هق/ 1785-1795م) و آغاز سلسله قاجاريه و با پشت سرگذاردن يورش افغان ها و حکومت افشار و بالاخره پادشاهان زند هنر ايران با هنر دوران شکوفائي و درخشان پادشاهان صفوي (907-1135هق/1501-1722م) فاصله زيادي گرفته بود. نابساماني اوضاع سياسي و اجتماعي و فقدان يک حکومت قدرتمند مرکزي نيز آباداني و رونق پيشين را به رکود کشانده بود. فتح تهران به دست آغامحمدخان و انتخاب شهرکي فاقد زيربناي شهري به عنوان دارالسلطنه، مسائل بسيار به وجود آورد. کوشش برخي از پادشاهان قاجار، به خصوص فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه نيز در نوسازي تهران و تبديل آن به يک پايتخت چندان موفق نبود. تهران به علت نزديکي به رِي و دارا بودن آب و هواي مساعد و به خصوص قرار گرفتن در مسير راه شرق به غرب از دوران صفوي محل اُطراق پادشاهان اين سلسله در مسير راه خراسان بود. بناي بازار و اولين حصار خشتي روستاي تهران متعلق به زمان شاه طهماسب (961ه ق) است.1 پس از او شاه عبّاس اول نيز چهارباغ و»چنارستاني»محصوردرآن ترتيب داد.2 به گفته سر تامس هربرت، تهران دراين زمان سه هزارخانه داشت.3 پس از آن شاه سليمان در چهارباغ محصور که بعدها به ارگ سلطاني معروف شد اولين «ديوان خانه» سلطنتي و چند ساختمان ديگر را بنا نهاد.4

با شکست اشرف افغان، نادرشاه که مرکز حکمرانيش درخراسان بود حکومت تهران را درسال 1154ه ق/1741م به پسر ارشدش رضا قلي ميرزا سپرد امّا با انقراض اين سلسله و به علت نزديکي تهران به قلمرو قبيله قاجار، که در استرآباد بود شهر عملاً در دست اين ايل قرار گرفت. درسال 1172هق/ 1762م کريم خان زند تهران را از رقيب خود باز ستاند و حصار شهر را که رو به ويراني گذارده بود به دست استاد غلامرضا تبريزي تعمير کرد و دورادورآن برجهاي ديده باني ساخت و خندق کشيد.5 وي در ديوان خانه مقدمات جلوس خود را فراهم آورد امّا سرانجام به دلائلي درسال 1190هق/1776م شيراز را به عنوان پايتخت حکومت زند انتخاب کرد. به اين ترتيب، آغامحمدخان توانست مجدداً به تهران وارد شود و آنرا به عنوان دارالخلافه خود برگزيند. سرسلسله قاجار پس از لشکر کشي به شيراز و فتح آن دستور تخريب قصر وکيل را صادر کرد و مصالح آنرا براي تزئين بيشتر «ايوان تخت» که اساس آنرا کريم خان زند بنا کرده بود به تهران آورد. اولين تغييرات اساسي در ساختمان اين تالار درهمين زمان انجام شد.
معماري اين بنا، با وجود تغييرات متعدّد، شيوه معماري دوره زند را با تالار دوستوني که مختص اين دوره بود حفظ کرد. آغا محمدخان در مدت يازده سال سلطنت خود در محوطه ارگ بناي ديگري را نيز پي ريزي کرد که آنرا «عمارت خروجي» نام نهاد. اين بنا شامل تالار گلستان، سالن موزه قديم و صندوق خانه بود و اسم گلستان که امروز به مجموعه ارگ اطلاق مي شود خاطرهاي از تالار مزبور است. تعميرات و بازسازي باغ تخت شيراز مربوط به دوره اتابک قرچه نيز از آثاراوست که در آن زمان عنوان باغ تخت قاجار گرفت.6 با تمام بي رحمي و ستمگريِ آغا محمدخان در اين ترديدي نيست که پس از نادر شاه او اولين کسي بود که توانست دوباره ايالات از هم پاشيده ايران را تابع حکومت مرکزي کند.7 پس از قتل آغا محمدخان، برادر زاده و وارث او باباخان فرمانفرماي پارس به نام فتحعلي شاه (1211-1250هق/1797-1834م) به سلطنت رسيد. تهران در اين زمان به گفته ژ. آ. اُلويه داراي پانزده هزار نفر جمعيت بود و محيط شهر به دو مايل مي رسيد.8 با توجه به طرح هاي ساختماني که در زمان فتحعلي شاه انجام شد عنوان نخستين سازنده پايتخت جديد به وي اطلاق مي شود. اين پادشاه که پيرو رسوم سلطنتي ايران و نيز حامي و مشوّق هنر و ادبيات بود در دوران دراز حکومتش بناهاي نسبتاً مهمي در پايتخت و شهرهاي ديگر ايران ساخت.
تعدادي از اين بناها به دستور شخص او ساخته شد و باني تعدادي ديگر دولتمردان حکومتي بودند. در داخل ارگ، فتحعلي شاه بناي «عمارت خروجي» آغا محمدخان را به پايان رسانيد. اين ساختمان هشتاد سال بعد به دستور ناصرالدين شاه تخريب شد تا جاي آن را آب نمائي بگيرد که تا مقابل عمارت شمسالعماره و عمارت بادگير ادامه يابد. بناي فرح آباد يا عمارات اندرون نيز در شمال ارگ بنا شد که اطاق هاي حرم خانه و تالارهاي آن در دو طبقه دورا دور يک باغچه مربع را فرا مي گرفت. در ضلع جنوبي باغ «عمارت بادگير» ساخته شد که حوضخانه وسيع و تالارهاي آن بوسيله چهار بادگير بلند تهويه مي شد و هواي خنک در سراسرساختمان به گردش درمي آمد. در ميان اين حوضخانه آب نماي مرمري وجود داشت که آب از جوئي با کاشي آبي به آن مي ريخت. در همان ضلع جنوبي باغ ساختمان ديگري نيز بنا شد که به علت آينه کاري هاي داخليش آنرا «تالار الماس» ناميدند.

پادشاهان قاجار بنا به عادت ايلي اغلب فصل گرماي تهران را در خارج از شهر مي گذراندند و به اين ترتيب اقامت گاه هائي بيرون از باروي تهران براي خود بناکردند. درسال1221هق/1806م، فتحعلي شاه درشمال سلطانيه اقامتگاهي تابستاني ساخت و دستور داد تا در چشمه علي دامغان نيز منزلگاهي بنا کنند. درشمال شرقي حصارتهران قصرقجر روي تپه اي بناشد ودر دامنه آن باغ هاي وسيع مطبقي قرار گرفت. درهمکف اين قصرسالن بزرگ مربع شکلي بنا شد که در ميان آن حوض مرمري قرارداده بودند. درطبقه دوم قصر تالار بزرگ آينه قرار داشت و درداخل ساختمان سقف ها و ديوارها گچبري شده و با طلا رنگ آميزي شده بود. در هر بدنه ديوار مناظر شکار و مجالس بزم درون قاب هائي با گل هاي برجسته نقاشي شده بود. در سطح پائين باغ استخر وسيعي بود که نماي قصر در سطح آن منعکس مي شد.9 ساختمان قصر قجر در سال 1223ه ق/1808م به اتمام رسيد امّا پس از ناصرالدين شاه به تدريج رها شد و رو به ويراني رفت به طوري که تا سال 1370ه ق از آن اثري بجا نمانده بود.10

درکرج نيز کاخ تابستاني سليمانيه در ميان باغ هاي وسيع به سال1224هق/ 1809م احداث شد که از مجموعه آن تنها يک تالار و قسمتي از باغ بجا مانده است. اقامتگاه محبوب فتحعلي شاه کاخ نگارستان بود که در شمال شرقي حصار دارالسلطنه واقع شده بود و ساختمان آن درسال 1226هق/1811م به اتمام رسيد. اين کاخ نيز درميان باغ بزرگي قرارداشت وتالار پذيرائي هشت ضلعي، يک کوشک گنبددار و اطاق ها و تالارهاي اندروني مجموع آنرا تشکيل مي داد. از اين اقامتگاه نيز تنها کوشک گنبددار و قسمتي از باغ آن بجا مانده است (تصوير1).11

درهمين سال، فتحعلي شاه سردرکنوني باغ فين در کاشان را ساخت و نيز صفّه اي سرپوشيده در ميان آن باغ بنا نهاد. درباغ تخت شيراز هم تعميرات مجدد و اساسي به دستور وي انجام شد. درهمين شهر رضاقلي ميرزا نايب الاياله وقت نيز ساختمان زيبائي در باغ دلگشا که گذشته اي تاريخي داشت بنا کرد و هم چنين حسينعلي فرمانفرما فرزندفتحعلي شاه و حاکم شيرازدرسال 1225هق/ 181م، در «باغ نو» که يادگاري از دوران صفوي بود، کاخي ساخت.

مهمترين بناي مذهبي اين دوره مسجد سلطاني يا مسجد شاه تهران است که بناي آندرسال 1240هق/1825م پايان يافت- مسجد شاه براساس اصول معماري سنتي ايران بناشده است. چهار ايوان در اضلاع آن به حيات مربع وسيع مسجد باز مي شود. ورودي مسجد در شمال و زير يک طاق قوسي مقرنس با نقوش گياهي است و اطراف آن با کاشي هاي خشتي هفت رنگ لعاب دار پوشيده شده است. ايوان جنوبي مسجد بزرگ ترين ايوان آن است که به مقصوره گنبدداري وارد ميشود و محراب اصلي در انتهاي آن قرار گرفته است. ماده تاريخ مسجد نيز اين مصرع است: «که شد زقبله عالم بناي قبله عالم.» (تصوير 2)

در بازار چهار سوي تهران مسجد زيباي ديگري است به نام مسجد عزيزالله که درسال 1246هق/1831م بنا شده و داراي کاشي هاي خشتي هفت رنگ و گره کاري هاي ظريف الوان است. بازار، مسجد و مدرسه خان مروي (فخريه) نيز از آثار ارزنده معماري اين دوره در تهران به شمار مي آيد. باني اين مجموعه فخرالدوله حاکم مرو بود. مدرسه سلطاني کاشان نيز به دستورحاجي حسين خان صدراعظم وحاکم کاشان به سبک مدارس اصفهان در 1229هق/1813م ساخته شد. اين مدرسه گنبد عظيم آجري و شبستان هاي وسيع و بادگيرهاي گچي دارد. نام معمار اين مدرسه، «محمّد شفيع»، بر دو جرز صفحه جنوبي آمده است. در اين

مدرسه کتيبه هاي خوش خط زيبائي نيز به خطّ محمدتقي بن حسيني و ابراهيم بن محمدرضا به چشم مي خورد.

درسنندج نيز امان الله خان، والي کردستان، مسجد دارالاحسان را درسال 1228هق/1812م بنا کرد. شبستان اين مسجد با کمک بيست و چهار ستون سنگي بنا شده و دو گلدسته مزّين کاشي دارد. در سنندج مسجد ديگري نيز بنا شد به نام مسجد سلطاني که نمونه کاملي از مساجد دوره قاجار به شمار مي رود. مسجد سلطاني بروجرد هم در زمره مساجد اين دوره است.

يکي از بزرگ ترين مساجد ايران، مسجد شاه چهار ايوانه قزوين است که در دوره فتحعلي شاه بر روي باقيمانده آثار مسجدي از دوره صفوي بنا شد. در اواخر دوران سلطنت همين پادشاه، در کاشان نيز ساختمان مسجد آقا بزرگ آغاز شدکه در کتيبه خشتي سردر آن قصيده مادّه تاريخ و نام باني آن حاج ملامهدي نراقي دوّم، ملقب به آقا بزرگ به سال 1248ه ق آمده است. ساختمان مسجد پس از بيست سال بوسيله فرزند باني آن به اتمام رسيد. مسجد آقا بزرگ يکي از زيباترين مساجد ايران است که درآن آجر خالص به کار رفته و حجم و تناسبات زيبائي دارد.12

فتحلي شاه پس از جنگ دوم و شکست از روسيه و انعقاد عهدنامه ننگين ترکمنچاي با از دست دادن قسمتي از ولايات شمال غربي و نيز برخي از مراکز تمدّن کهن ايران، در سال هاي آخرين سلطنت خويش شوق سازندگي را از دست داد و دارالسلطنه تهران را نيز به حال خود رها کرد تا آنجا که به نوشته يکي از سيّاحان اروپائي هيچ يک از شهرهاي ايران سيمائي تا به اين حد محقر نداشت.13

در دوران سلطنت محمدشاه (1250-1264هق/1834-1847م) و افزايش جمعيت تهران، شهر بيرون ازحصار و به سوي شمال و دامنه هاي توچال، که مبداء آب هاي خنک شميران بود، توسعه يافت. به اين ترتيب باغ ها و خانه هاي ييلاقي در عبّاس آباد و محمديه و غيره به وجود آمد. پادشاه نيز قصر محمديه را در نزديکي باغ فردوس بناکرد. ازآنجا که در اين زمان قنات هاي قديمي ديگر براي دارالسلطنه کافي نبود، حاجي ميرزا آقاسي (اعتمادالدوله) دومين صدر اعظم محمّد شاه اقدام به حفر قنات هاي تازه کرد و نيز دستور داد مجرائي به طول چهل و دو کيلومتر براي برگرداندن بخشي از آب هاي کرج به سوي وصف نار، يافت آباد و سپس تهران ايجاد کنند.14

اولين نقشه تهران که توسط بِرِزين (Berezin)15جهانگردو شرق شناس روسي تهيه شد نشان مي دهد که چگونه کوچه هاي تنگ روستاي سابق تهران اطراف بازار را که فعال ترين بخش شهر بود و به دروازه شاه عبدالعظيم باز مي شد احاطه کرده اند. بر پايه همين نقشه محله چاله ميدان، عودلاجان در شرق و سنگلج در غرب تهران خلوت به نظر مي رسد. باغ هاي درون حصار نيز در حوالي باروي شهر گسترده بوده است. نيز در اين نقشه به خوبي ديده مي شود که فضاي شهري سازمان دهي نشده و در مدت چهارده سال سلطنت محمد شاه در داخل ارگ نيز تغييرات عمده اي صورت نگرفته است. با اين همه، بازسازي بناي امامزاده اسمعيل (خيابان سيروس) و مسجد حاج رجبعلي (خيابان بوذرجمهري) در اين دوره انجام گرديد. امامزاده اسمعيل داراي صحن و دو گلدسته بلند و مسجد محقري است و باني بازسازي آن عيسي خان بيگلربيگي بود. مسجد حاج رجبعلي داراي شبستان هاي تابستاني و زمستاني وايوان مدرسي مسجد مزيّن به کاشيکاري گره اي خوش طرح و ايوان است. در وسط قطعات کاشي کلمات «الله» و «علي» را با کاشي و رسم الخط کوفي، به سبک دوران صفوي و مدرسه شاه سلطان حسين، نقش کرده اند. نام استاد بنّا بدين ترتيب ثبت شده است: «عمل کمترين استاد محمدقلي شيرازي سنه1262».16مدرسه و حمام و بازار ابراهيم خان در کرمان نيز از بناهاي دوره محمد شاه است که ابراهيم خان ظهيرالدوله حاکم کرمان بنا نهاده است. کتيبه تاريخ بناي مسجد از صباي کاشاني است که با خط خوش بر آن نقش شده:

زد صبا نيز ازپي تاريخ اين وآن رقم
سلسبيل از جود ابراهيم درجنب سبيل.17

بيماري طولاني محمد شاه، ناتواني وزرا، و تشديد رقابت روس و انگليس در ايران کار عمران کشور را در سال هاي پاياني زندگي اين پادشاه به رکود کامل کشاند. محمد شاه روزهاي آخر بيماري خويش را در قلعه محمديه گذراند و در همان جا نيز جان سپرد.18

با آغاز پادشاهي ناصرالدين شاه (1213ه ق/1848م)، کار نوسازي پايتخت، که افزايش جمعيت و گسترش روز افزون سطح شهر و تمرکز روزافزون امور دولتي در تهران آن را ضروري تر از پيش کرده بود، از سر گرفته شد. صدارت ميرزا تقي خان امير نظام (1265-1268 هق/1848-1851م) نيز عامل مهمي در انجام اصلاحات اساسي بود. ايجاد «مرکز تعليم و تربيت» را که پيامدهاي گسترده اي در فرهنگ ايران داشت و سرانجام با نام دارالفنون شروع به کار کرد بايد از جمله نوآوري هاي اين بزرگ مرد دانست. توجه به علوم و صنايع جديد که از دوران عباس ميرزا و محمد شاه شروع شده بود با اين اقدام اميرکبير امکانات بيشتر يافت. بناي دارالفنون درسال 1226ه ق درمحل سابق سربازخانه قديمي ارگ آغاز شد. نقشه آن را ميرزارضاي مهندس، که در زمان عباس ميرزا براي تحصيل علم مهندسي به انگليس اعزام شده بود، طراّحي کرد و ساختمان زير نظر بهرام ميرزا و توسط محمدتقي خان معمارباشي بنا شد. قسمت شرقي اين بنا درسال 1267ه ق مورد استفاده قرار گرفت و همه ساختمان در سال 1269 به پايان رسيد. درگوشه شمال شرقي اين مدرسه نيز تالار تآتري ساخته شد که درآن از جمله نمايشنامه هائي از «مولير» ترتيب دادند. ساختمان دارالفنون مجهز به سالن هاي آزمايشگاه و نيز کتابخانه معتبري بود.19 از اقدامات ديگر اميرکبير بايد به تأسيس مريضخانه دولتي (1268ه ق) يعني اولين بيمارستان ايران اشاره کرد. سرپرست بيمارستان ميرزا محمد حکيم باشي و مسئول مداواي بيماران دکتر کازولاني بودند. دکتر پولاک معلم طب دارالفنون شاگردان خود را براي آموختن طب تجربي به اين بيمارستان مي فرستاد.20

در زمان صدارت امیر کبیر تیمچه و بازاری نیز در محو طه بازار امیر تهران ساخته شد (1267 ه ق ) که اولی تیمچه اتابکیه و دومی بازار امیر نام گرفت. بازار امیر از مهمترین بازارهای تهران شد و سرای آن شامل دو طبقه و در مجموع سیصد و سی و شش حجره بود.12 ميدان توپخانه و عمارات توپخانه و سبزه ميدان نيز در اين زمان بنا شد و نوسازي دهنه بازار و چند حمام مرمر و هم چنين تعدادي خانه در خارج از حصار تهران از آثار صدارت اميرکبير است.

مقايسه نقشه بِرِزين و نقشه اگوست کرشيش (Auguste Krziz) افسر مهندس اطريشي و استاد دارالفنون که ده سال پس از حکومت ناصرالدين شاه تهيه شد22 به خوبي نشان مي دهد که تا چه حد بافت شهر قديمي در داخل حصار فشرده شده و در نتيجه باغ ها و فضاهاي سبز داخل حصار از ميان رفته و جاي خود را به سطح شهر داده است. با از ميان رفتن اين فضاها بود که محله هاي عودلاجان، چاله ميدان و سنگلج توسعه يافت. در اين زمان جمعيت تهران به حدود صدوبيست هزار نفر مي رسيد. کاخ نياوران، دوشان تپه و قصر فيروزه نيز در همين دوران بنا شد. از طرف ديگر، با ورود نمايندگان سياسي، تجّار و جهانگردان غربي به ايران محله اروپائي نشيني در شمال باروي تهران به تدريج شکل مي گرفت. از ابداعات معماري دهه 1280ه ق ساختمان تکيه دولت و عمارت شمس العماره است که هر دو به سرپرستي و زير نظر دوستعلي خان نظام الدوله معيرالممالک خزانه دار در داخل محوطه ارگ بنا شد. تکيه دولت بنائي مدوّر و سه طبقه از آجر و مرکب از حجره ها و طاق نماهائي بود که با کاشي هاي معرّق تزئين يافته بود. قطر دايره اين محوطه شصت متر و ارتفاع آن بيست وچهار متر بود و در مرکز آن سکوي گردي به ارتفاع يک متر براي تعزيه و نمايش هاي مذهبي قرار داشت که به آن «تخت» مي گفتند. معماري تکيه دولت در حالي که فضاي معماري سنتي ايران را حفظ کرده بود براي زمان خود شکل تازه اي داشت. اين بناي زيبا و تاريخي متأسفانه درسال 1325 شمسي تخريب شد.23 ساختمان شمس العماره، که يکي از بناهاي تاريخي و با ارزش تهران به شمار مي آيد، اثر استاد علي محمد کاشي است. اين بنا دو برج متقارن چند طبقه دارد که در بالاي هرکدام مهتابي سرپوشيده اي قرار گرفته که درآن زمان نه تنها بر تمام پايتخت بلکه بر نقاط دور دست اطراف نيز اِشراف داشت. (تصوير3)

در بيست و يکمين سال سلطنت ناصرالدين شاه (1285ه ق) طرح عمراني وسيعي براي پايتخت درنظرگرفته شد و اجراي آن به مستوفي الممالک وزيرماليه و ميرزا عيسي خان وزير شهر تهران محوّل گرديد.24 باروي قديمي شهربه طول شش و نيم کيلومتر که مساحتي حدود دوازده کيلومترمربع را در برمي گرفت تخريب شد و حصار و خندق جديد به شکل هشت ضلعي نامنظم به طول هيجده کيلومتر و نيم ساخته شد تا مساحتي حدود سي و يک کيلومترمربع را در برگيرد. اين باروي جديد داراي دوازده دروازه تزئين شده و کاشيکاري شده بود. امّا به ادّعاي کارلا سِرِنا (Carla Serena) اين دروازه ها بيشترجنبه تشريفاتي داشتند تا واقعي.25طرح اين «حصار ناصري» را يکي از استادان فرانسوي دارالفنون به نام مهندس بوهلر (Alexandre Buhler)تهيه کرد26و اجراي آن چند سالي به طول انجاميد. دراين طرح، ميدان مرکزي شهر، توپخانه، در شمال شرقي ارگ قرار گرفت و خيابان تازه ساز»الماسيه» با دکّه هاي صنايع نو محله ارگ را به آن متّصل مي کرد. در اطراف اين ميدان که تحت نظر محمد ابراهيم خان معمارباشي ساخته شد حجره هائي براي استقرار توپ ها بنا کردند و طبقه فوقاني آن را به سکونت توپچيان اختصاص دادند، بنا به گفته اورسُل (E. Orsolle) در 1300هق/1882م اين ميدان به سرعت به شلوغ ترين نقطه شهر تبديل شد.27

نقشه دقيقي که تحت سرپرستي عبدالغفّار (نجم الملک) استاد دارالفنون در اواسط سال 1308ه .ق/1890م به اتمام رسيد28محدوده شهر را در ميان باروي جديد با جزئياتش به خوبي نشان مي دهد. فضاي شهر به نسبت دوره فتحعلي شاه به چهار برابر رسيد و با توسعه شهر به سمت شمال ارگ سلطنتي در مرکز شهر قرار گرفت. عبدالغفّار در حاشيه نقشه خود که در سال 1309هق به چاپ رسيد جمعيت تهران را دويست و پنجاه هزار نفر و تعداد خانه ها را هيجده هزار برآورد مي کند. در همين سال ها چهار خط «واگن اسبي» دو خط شمال جنوبي و دو خط شرقي غربي از سوي ميدان توپخانه مسيرهاي اصلي شهر را طي مي کرد.29

درخلال سفرهاي ناصرالدين شاه به فرنگ (1290هق/1873م1295-هق/ 1878م و 1317هق/1889م) چند ساختمان جديد به مجموعه ارگ اضافه شد، از جمله عمارت گالري به عنوان موزه نقاشي ايراني و فرنگي و کاخ ابيض- که در محل کلاه فرنگي فتحعلي شاهي بوسيله معماران مهدي و صادق کاشي بنا شد- براي جا دادن هديه هاي ارزنده سلطان عبدالمجيد پادشاه عثماني. با اين ترتيب، محوطه ارگ بيشتر ساختمان هاي دوره ناصري را در برگرفت. در خارج از حصار، کاخ سلطنت آباد (1305هق/1887م) نيز درباغ بزرگي با ساختمان هائي جدا از هم بنا شد. در مرکز باغ ساختمان دو طبقه اي با حوضخانه اي بزرگ و طاق مقرنس در مقابل استخري وسيع قرار گرفت. از مجموعه سلطنت آباد برج هشت ضلعي پنج طبقه و تالار بار عام آن با کاشيکاري هايي از تصاوير ايراني و فرنگي هنوز برجاست. در عشرت آباد نيز خوابگاه اصلي به صورت يک برج چهار طبقه با مهتابي سرپوشيده و ستون هايي به تقليد از ساختمان هاي دوره صفوي هنوز باقي است. اطراف اين برج چهارده ساختمان کوچک مجزا دورادور يک آب نماي مدور، براي همسران شاه احداث شده بود. در شرق تهران نيز کاخ ياقوت در سرخه حصار در دامنه تپه هائي به صورت بناي مدوّري که دور تا دور آن را ايواني با ستون دور ميزد بنا شد. در غرب پايتحت باغ شاه به صورت دايره وسيعي که چهار خيابان اصلي محورهاي آنرا تشکيل مي داد احداث گرديد.
در مرکز باغ نيز استخر مدوري قرار داشت که جزيره اي را در ميان گرفته بود و نهرهائي از کاشي آبي در امتداد خيابان هاي باغ در جريان بود. در 40 کيلومتري شمال تهران هم عمارت شاهي «شهرستانک»، مرکّب از يک بناي اصلي و ساختمان هاي جانبي و چند حياط داخلي ساخته شد.30 در دوشان تپه نيز قصر فيروزه به طرّاحي ممتحن الدوله و بنّائي شير جعفر، معمارِ دربار، احداث گرديد.

از اقدامات مهم ديگري که در اين دوران صورت گرفت عقد قرارداد احداث راه آهن تهران به شاه عبدالعظيم، به طول هشت کيلومتر، با يک شرکت بلژيکي بود. اين راه درسال 1305هق/1887م آماده بهره برداري شد.31 در شهرهاي ديگر ايران نيز دولتمردان باني کاخ ها و باغ هائي شدند، از آن جمله علي محمدخان قوام و فرزند وي رضاخان قوام الملک که ديوانخانه بيروني (نارنجستان) و اندروني آنرا با باغ و باغچه در شيراز بنا نهادند. علي محمد خان در باغ گلشن عفيف آباد نيز اقامت گاه بزرگي ساخت. درچند کيلومتري ماهان نيز نصرت الدوله فيروز حاکم کرمان باغ بزرگي احداث کرد (1308ه/1890م) که در ابتدا و انتهاي آن دو ساختمان تابستاني و زمستاني قرار داشت و به باغ شاهزاده معروف شد.

ناصرالدين شاه شخصاً به ساختن هيچ بناي مذهبي مهمي مانند مسجد و يا مدرسه طلاب اقدام نکرد ولي در زمان سلطنت وي شماري از ديوانيان به ايجاد يا تعمير بناهاي عام المنفعه مذهبي دست زدند. از آن جمله بناي بازار، مسجد و مدرسه شيخ عبدالحسين است که از محل ثلث ميرزا تقي خان امير کبير و به سعي شيخ عبدالحسين بنا شد. بناي مسجد با تعيمرات بعدي روحيه معماري اصيل خود را از دست داد ولي مدرسه جنب آن، چهار ايواني با حجره هاي دو طبقه و کاشيکاري معرّق و گره کاري، از بناهاي ممتاز آن دوره بود. کارهاي چوبي مدرسه و پنجره هاي مشبّک درها از بهترين نجّاري هاي قرن سيزدهم قمري به شمار مي رود. بر روي يکي از اين درها اين عبارت کنده شده است: «به فرمايش آقا يوسف صورت اتمام پذيرفت، عمل استاد نوروز تهراني 1279» و بر چهار چوب آن نيز آمده است: «الهي تا در رحمت گشوده زآسمان باشد/ گشادهاين درعالي به اين عالي مکان باشد.»32

ميرزا حسين خان سپهسالار قزويني صدر اعظم ناصرالدين شاه، که از رجال ترقي خواه و روشنفکر عصر بود، در سال (1296هق/1878م) بناي مسجد و مدرسه سپهسالار رادرتهران آغاز کرد و برادرش ميرزا يحيي خان مشيرالدوله آن را به پايان رساند. ميرزا مهدي خان شقاقي، اولين مهندس ايراني که از بخش معماري مدرسه سانترال پاريس درسال 1864م ديپلمه شده بود، در طرح اين مسجد و نيز طرح ساختمان عمارت بهارستان که بعدها محل مجلس شوراي ملي شد دخالت داشت.33 بناي با شکوه مسجد سپهسالار شامل جلوخان و سردر و دهليز و ساختمان دو طبقه حجره ها و چهار ايوان، مقصوره و گنبد، شبستان و هشت گلدسته و مناره کاشيکاري شده و نيز يک مخزن کتب معتبر است. ورودي اصلي مسجد در سمت غرب به خيابان بهارستان باز مي شود و ورودي دوم در ضلع شرقي قرار دارد و دهليز آن از نظر معماري و کاشيکاري معروف به منبّت کاسه (طاق معلق) است. از امتيازات اين بنا کاشي هاي خشتي مصور الوان هفت رنگ آن است. اين کاشي ها که با تصاويري از مناظر و طبيعت بي جان براي زمان خود تازگي داشته و معرّف روحيه اي مدرن بوده است بي شباهت به طرح هاي اروپائي نيست. گنبد مسجد سي و هفت متر ارتفاع دارد و تعداد حجره هاي طلاب حدود شصت است. در همين دوران، در تهران مدرسه ديگري نيز به نام «سپهسالار قديم» توسط ميرزا محمدخان سپهسالار و به اهتمام ميرزا نصرالله بنا شد. اين مدرسه دو شبستان و تعدادي حجره هاي دو طبقه و دو مناره کاشيکاري شده دارد و مجموعه آن نمونه ممتازي از معماري دوره قاجار است. در سردر اين مدرسه کتيبه منظوم و مفصلي در شرح ساختمان آن به چشم مي خورد. دو بيت آخر کتيبه به اين شرح است:

غرض اين کعبه مقصود واين عالي بنا مسجد
به سعي وي چو آمد باصفاي لطف ربّاني

به فر ايزد اول شاعر ملک عجم گفتا
که از سعي محمّد شد بنا اين کعبه ثاني

1283 کتبه الفقيرالمذنّب، عبدالحسين

درکاشان بقعه شاهزاده ابراهيم نيز در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه توسط «آقا سيد مهدي ابن حاجي سيد حسين برودري في سنه 1303» وقف شده است. ساختمان اين بقعه که در سال 1312 ه ق/1894م به اتمام رسيد داراي گنبد کاشيکاري فيروزه اي، گلدسته هاي بزرگ و صحن مفرح و ايوان آئينه کاري و نقاشي هاي مذهبي بر روي گچ است. در اصفهان نيز مسجد حاج جعفر آبادهاي به سال 1296ه ق بنا شد. معماري و کاشيکاري اين بنا در زمره بهترين آثار دوره ناصري است.

درشيراز، ازمسجد نصيرالملک بايد نام برد که تاريخ بناي آن -1303 1295ه ق ذکر شده و نام معمار آن «کمترين محمدحسن» آمده است. اين مسجد داراي ستون هاي سنگي شبيه مسجد وکيل و نماسازي آن کاشيکاري شده است.34 در همين شهر مسجد و حسينيه مشير را نيز بايد ذکر کرد که در سالهاي 1275ه ق/1858م به دستور ميرزا ابوالحسن خان مشير الملک حاکم شهر بنا شد. مسجد مشير داراي کاشيکاري و مقرنس کاري ممتاز است و شبستاني با ستون هاي سنگي يک پارچه دارد.

پس از ناصرالدين شاه وليعهد پنجاه ساله اش مظفرالدين ميرزا از تبريز به تهران آمد و به تخت سلطنت جلوس کرد (1313-1324 ه.ق/1896-1907م). وي نيز با کمک قرضه هائي از دولت روسيه دوبار* به اروپا مسافرت کرد امّا از اين سفرها چيزي نصيب ملت ايران نشد جز آن که با تشويق و فشار آزاديخواهان وي چند روز قبل از فوت فرمان مشروطيت را 14جمادي الثانيه 1324 صادر کرد.

پس از مظفرالدين شاه، محمدعلي شاه (1325-1327هق/1907-1909م) و سپس احمد شاه (1327-1333هق/1909-1914م) زمام امور را به دست گرفتند. نالايقي اين پادشاهان و ضعف حکومت و اوضاع درهم سياسي و اجتماعي ايران از سويي و تهي شدن خزانه و بحران مالي، از سوي ديگر، کار سازندگي و عمران کشور را به رکود انداخت.

با بررسي معماري دوران حکومت قاجار به اين نکته بر مي خوريم که از نيمه قرن نوزدهم ميلادي در نتيجه ارتباط بيشتر با دنياي خارج، از جمله ترکيه، قفقاز، روسيه در شمال و بوشهر و خليج فارس در جنوب، هنر ساختمان در ايران به تدريج تحت تأثير هنر همسايگان و دنيايغرب قرارگرفت. مسافرت دولتمردان و بازرگانان و محصلين ايراني به کشورهاي اروپايي و نيز آمد و رفت سياحان غربي به ايران نيز منشاء تغييرات و نوآوري هائي شد از سوي ديگر، بازگشت شماري از ايرانيان که در اروپا در رشته هاي معماري و مهندسي تخصص يافته بودند، و نيزاستخدام مهندسين خارجي در دارالفنون و ارتش، کار نوآوري را درزمينه هاي ساختماني و معماري در ايران تسريع کرد. به دنبال اين نوآوري ها و تغييرات معماران محلّي نيز تا اندازه اي سليقه تازه را پذيرفتند و در کارهاي خود منظور کردند. از همين رو به تدريج طاق هاي ضربي و بام هاي گنبدي جاي خود را به داربست هاي چوبي و پوشش فلزّي (شيرواني) داد و در ديگر عناصر اصلي ساختمان نيز تغييرات اساسي به وجود آمد و تزئينات داخلي بنا از گچ بري و کاشي کاري تا رنگ آميزي صورت هنرهاي ترکيبي به خود گرفت.

در بافت شهري پايتخت نيز دگرگوني هايي ايجادشد، از جمله ايجاد خيابان هاي عريض به صورت محورهاي اصلي رفت و آمد، احداث ميدان ها و گردشگاه ها، دکه هاي خياباني خارج از بازار سنتي، درآوردن تکيه دولتي به شکلي نو، و اجراي برنامه هاي تازه اي مانند ايجاد خطوط واگن هاي اسبي، نصب چراغ هاي گاز و خطوط تلگراف، تأسيس کارگاه ها و کارخانه هاي جديد و مدارس، هتل، بانک، ضرابخانه، قزاق خانه و بخصوص احداث محله سفارت خانه هاي خارجي به دارالسلطنه قاجار رنگ و بويي از تجدّد بخشيد. ميدان وسيع مرکزي شهر (توپخانه)، جاي ميدان قديم حکومتي (ميدان ارگ) را گرفت. با همه اين تغييرات، محلات قديمي شهر مانند چاله ميدان، پامنار و بازار به حال خود رها شد و تهران همچنان مشتمل بر دو ناحيه اجتماعي-فرهنگي «نو» و «کهنه» ماند.

با توسعه پايتخت، چشم انداز بام هاي طاقي و گنبدي به تدريج جاي خود را به داربست و پوشش با ورق فلزي (شيرواني) داد که کار ساختمان را آسان تر مي کرد ولي ارتباطي با آب و هواي ايران نداشت. در ديگر شهرهاي کشور مانند اصفهان، شيراز، کاشان، نائين، يزد، کرمان و غيره، اين تحولات تأثيري ناچيز داشت و در نتيجه بافت شهري آنها تغييرات اساسي نيافت و ساخت و ساز در اين نواحي کم و بيش به راه سنتي خود ادامه داد. از همين رو، معماري دوره قاجار در شهرهاي ديگر ايران منطقي تر، ساده تر و درنتيجه زيباتر بنظر مي رسيد، بطوري که تعداد زيادي از اين بناها را مي توان به عنوان شاهکارهائي از معماري دو قرن اخير ايران به حساب آورد. برعکس در معماري شهرک تهران، که عنوان دارالسلطنه به خود گرفت، همراه با توسعه سريع بافت شهري و حضور و تأثير عوامل خارجي، ترکيبي از معماري سنتي و عناصري از معماري همسايگان ايران و حتي کشورهاي اروپايي اجتناب ناپذير شد. به اين ترتيب مکتب کم و بيش مغشوشي متکي بر سليقه دولتمردان وقت به وجود آمد که حال و هواي مخصوص خود را داشت. بر اين مکتب نامي نمي توان گذارد مگر «مکتب تهران قاجاري».
در اين مکتبِ خالي از قيد و شرط شکل هاي تازه اي نيز ظاهر شد که اصل و نسبي براي آن نمي توان جُست. اغلب عناصر «وارداتي» ساختمان دراين جابجائي و بحران تغيير ماهيت داد. به عنوان نمونه، از «بُخاري ديواري» فرنگي تنها «سربخاري» آن به کار گرفته شد و آتش دان که اصل بُخاري است فراموش گرديد. ستون ها و سر ستون هاي شبه کلاسيک غربي ساخته شده از گچ جاي ستون هاي سنگي يا چوبي ظريف معماري سنتي را گرفت. درباره ساختمان باغ فردوس، که محل اقامت عصمت الدوله دختر ناصرالدين شاه و همسرش دوست محمدخان معيرالممالک بود، سياحي که در اواخر قرن گذشته به تهران آمد به طنز مي نويسد که نماي اين ساختمان او را به ياد يک معبد دروغين يوناني مي اندازد.35
در تزيينات داخلي اغلب بناهاي دوره قاجار از تصاوير باسمه اي مناظر اروپائي درنقاشي و کاشيکاري الهام گرفته مي شد و نيز تصاوير زنان و مردان ايراني، و بيشتر خارجي، ديوارها را تزيين مي کرد. هم چنين تصاوير قزّاقان و نظاميان و تسليحات آنها به صورت نقاشي، کاشيکاري و يا حجّاري در نماهاي خارجي منازل، دروازه ها و حتي حمام ها به کار مي رفت که نشاني از چگونگي بنيه نظامي حکومت بود. در قصر قاجار تصويري از يکي از اعضاي انگليسي هيئت سرجان ملکم که مورد توجه خاص فتحعلي شاه بود بين تصاوير زال و افراسياب قرار گرفت، با اشاره به همين تصوير است که جرج . ن. کرزن نوشت: «حداعلاي احترامي که من گمان نمي کنم هيچ فرد ديگر انگليسي احراز کرده باشد!»36 سيّاح ديگري که در اواخرحکومت قاجار به تهران آمد در باره شيوه تمدن و معماري حاکم بر شهر چنين مي نويسد:

درتمدن مختلط آن (تهران) شرق و غرب بطور ناقص به هم آميخته اند و در اين آميزش هنوز تفوق با شرق است. درشکه هاي کروک دار در ميدان عمومي، پستخانه اي با تابلوئي به زبانهاي فرانسه و فارسي، تلگرافخانه اي مجهز و يک بانک شاهي معظم، خيابان علاء الدوله معروف به خيابان سفرا که در امتداد آن رؤساي نمايندگي هاي خارجي با لباس رسمي عبور مي کنند -حتي اگر از مغازه هاي پر از کالاهاي خارجي ، مهمانخانه ها، واگن اسبي زنگ دار آن سخن نگوئيم-[همگي] دلالت برنفوذ تمدن غربي مي کند، اما بقيه چيزها، مساجد، گلدسته ها، مدارس، شتران، کاروانسراهاو بازارهائي که پر از مردان و زنان روبنده دار است همه از مشخصات شرق هستند.37

چند سالي پس از اين اظهار نظر بود که جنگ جهاني اول آغاز شد. علي رغم اعلام بي طرفي از سوي دولت ايران، قواي روس و انگليس و عثماني به خاک کشور تجاوز کرد. در طول اشغال نواحي مرزي ايران در اين دوران که با ضعف روزافزون حکومت قاجار مقارن بود بسياري از شهرها و آبادي هاي ايران دچار آسيب هاي جبران ناپذير شد. به اين ترتيب، دوران اوليه تجدد در شهرسازي و معماري ايران که از نيمه دوم قرن نوزدهم، در عصر قاجار آغاز شده بود در اين مقطع از تاريخ کشور به سبب ناتواني دولت مرکزي، فقدان سيستم اداري صحيح و برنامه ريزي مناسب و فقرمالي خاتمه يافت. در اين دوران کوتاه راه تجدد به کندي پيموده شد و شمار طرح هاي اساسي و زيربنائي و نوسازي مملکت به نسبت زمان ناچيز بود. با کودتاي رضاخان ميرپنج (1299هق/1921م)، رأي مجلس شوراي ملي به خلع احمد شاه از سلطنت و سرانجام با تفويض سلطنت به رضاشاه پهلوي از سوي مجلس مؤسسان (15 آذر 1305ش/6 دسامبر 1925م)* در ساختمان تاريخي تکيه دولت،38عصر جديدي در تاريخ سازندگي ايران آغاز شد.

—————-

* این مقاله کاری است از رضا مقتدر که آن را از ایران نامه برداشت نموده ام . همایون
* مظفرالدین شاه 3 سفر به فرنگستان را در کارنامه خود دارد . همایون
* در مورد صحت این تاریخ تردید دارم پس از خروج احمد شاه قاجار از کشور ،  نمایندگان مجلس پنجم‌ شورای‌ ملی‌ در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را تصویب کردند که به موجب آن احمد شاه از سلطنت خلع شد و حکومت‌ موقت‌ به » شخص آقای ‌رضاخان پهلوی»‌ سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. سپس با تشکیل  مجلس‌ موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران‌ به‌ «اعلیحضرت‌ رضا پهلوی» واگذار شد. در بیست و چهارم آذرماه سال ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاشاه پهلوی در مجلس شورای ملی حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف سلطنت را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.    «همایون»

پانوشت ها:

1. اعتماد السلطنه، مرآت البلدان ناصري. تهران، 1292ه ق، ج 1.

2. ن. ک. به:

Pietro della Valle, Voyage de Pietro della Valle , Paris, 1664, Vol. 2, Page 309.

3. ن. ک. به:

Sir Thomas Herbert, Travel in Persia , New York, 1972.

4. يحيي ذکاء، تاريخچه ساختمان هاي ارگ سلطنتي تهران و راهنماي کاخ گلستان، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، 1349. ص 8.

5. محمد حسن سمسار، شهر تهران: نظري اجمالي به شهر نشيني و شهر سازي ايران، به کوشش محمد يوسف کياني، تهران، ارشاد اسلامي، 1365، ص 354.

6. ن. ک. به:

M. Khonsari, M-R Moghtader, M. Yavari, The Persian Garden , Washington D.C., Mage Publications, 1998, P. 128.

7. غلامحسين مقتدر، فهرستي از تاريخ ايران، تهران، 1345، ص 109.

8. ن. ک. به:

G. A. Olivier, Voyage dans l’Empire Ottoman, L› Egypte et La Perse, Paris, 1801.

9. دوستعلي خان معيرالممالک، يادداشت هائي اززندگي خصوصي ناصرالدين شاه، تهران، نشر تاريخ ايران، 1362.

10. ن. ک. به:

M. Scarce Jenifer, The Royal Palaces of the Qajar Dynasty, Paris, P. 336.

11. سيد عبدالله انوار، «باغ نگارستان،» کتاب تهران، تهران، انتشارات روشنگران، 1373، ج 3، صص 16-41.

12. حسن نراقي، آثار تاريخي کاشان و نطنز، تهران، انتشارات انجمن آثار ملي، 1348، صص 254-262.

13. ن. ک. به:

J. B. Fraser , A Winter’s Journey from Constantinople to Teheran, London,1938.

14. هما ناطق، ايران در راه يابي فرهنگي، لندن، انتشارات پيام، 1988، ص 235.

15. برزين، که در سال هاي 1257-8ه ق در تهران اقامت داشت، نقشه اين شهر را در سال 1257ه ق تهيه کرد و سه سال بعد آن را درمسکو به چاپ رساند.

16. فهرست بناهاي تاريخي و اماکن باستاني ايران، تهران، سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، 1345. ص 156.

17. همان، ص 157.

18. ميرزا محمد تقي خان سپهر (لسان الملک)، ناسخ التواريخ، تهران، انتشارات اسلاميه، 1353، صص 135-137.

19. بروکش-هنريش، سفري به دربار سلطان صاحب قران، ترجمه مهندس کردبچه، تهران، انتشارات اطلاعات، 1368، صص 179-180.

20. فريدون آدميت، اميرکبير و تهران (برداشت از کتاب امير کبير و ايران)، تهران، انتشارات روشنگران، 1371، ج 2، صص 45-40.

21. همان، ص 34.

22. نقشه کرشيش درسال 1274ه. ق/1857م تهيه شد. تهران در اين زمان شش دروازه داشت: دروازه شميران و دروازه دولت در شمال؛ دروازه دولاب درشرق؛ دروازه قزوين درغرب؛ دروازه شاه عبدالعظيم و محمديه در جنوب.

23. فرّخ غفاري، «تکيه ها و تالارهاي نمايش تهران،» در تهران پايتخت دويست ساله، ترجمه ا. س. مقدم، تهران، انجمن ايرانشناسي فرانسه در ايران، 1375، ص 162.

24. جان. دي. گرني، «تحول شهر تهران درعهد ناصري» در همان. ص 62.

25. ن. ک. به:

Carla Serena, Hommes et choses en Perse, Paris, Charpentier, 1883, p. 48.

26. الکساندر بوهلر
( Alexandre Buhler) استاد فرانسوي علوم نظامي در مدرسه دارالفنون بود.

27. ن. ک. به:

E. Orsolle, La Caucase et La Perse , Paris, Plon, 1885, P. 48.

28. عبدالغفار (نجم الملک)، مهندس و نقشه بردار و همکار بوهلر نقشه تهران را در سال 1309ه ق تنظيم کرد.

29. رضا مقتدر، «تهرانِ درون حصار» در تهران پايتخت دويست ساله، ترجمه ا. س. مقدم، تهران، انجمن ايران شناسي فرانسه در ايران، 1375، ص، 43.

30. دونالد ويلبر، باغ هاي ايران وکوشک هاي آن،ترجمه مهين دخت صبا، تهران، بنگاه ترجمه و نشرکتاب، 1348.

31. حسين محبوبي اردکاني، تاريخ مؤسسات تمدني جديد درايران، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1357، ج 2، ص 325.

32. فهرست بناهاي تاريخي و اماکن باستاني ايران، تهران، نشريه سازمان ملي حفاظت آثار باستاني، 1345. ص 161.

33. خاطرات ممتحن الدوله به کوشش حسين قلي شقاقي، تهران، انتشارات امير کبير، 1362، صص 41و 258.

34. سيد محمد تقي مصطفوي، اقليم پارس، تهران، تابان، 1343، ص 73.

35. ن. ک. به:

A. Lacoin De Vilmorin, De Paris A Bombay par la Perse , Paris, Fermin-Didot,1895.

36. ج. ن. کرزن، ايران و قضيه ايران، ترجمه غلامعلي وحيد مازندراني، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1349، ج 1، ص 450،

37. ا. و. و. جکسن، سفرنامه، ترجمه منوچهر اميري و فريدون بدره اي، تهران، انتشارات فرانکلين، 1352. ص 473.

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: