بایگانی

Posts Tagged ‘اميركبير’

ميرزا محمد تقي فراهاني ( امير كبير )

ژوئن 4, 2009 6 دیدگاه

مرحوم امیرکبیر، اثر محمد ابراهیم نقاشباشی 1265 ه.ق ، نگارخانه کاخ گلستان

مرحوم امیرکبیر، اثر محمد ابراهیم نقاشباشی 1265 ه.ق ، نگارخانه کاخ گلستان

 

مصلح بزرگ تاريخ ايران محمدتقي فراهاني در 1222هـ. ق در هزاوه از قراي فراهان ديده به جهان گشود. پدرش کربلائي محمد قربان، نخست به عنوان آشپز به خدمت ميرزا عيسي قائم مقام درآمد و سپس در دستگاه فرزند او ميرزا ابوالقاسم قائم مقام، ناظر آشپزخانه شد. مادر وي فاطمه يا فاطمه سلطان نام داشت. محمدتقي درخانه قائم مقام با بروز هوش و لياقت فطري از شاگردي پدر به همدرسي آقازاده ها ترقي يافت.1 و در دستگاه قائم مقام به دبيري مشغول شد. پس از مدتي از خدمت قائم مقام مرخص شد و به جمع مستوفيان محمدخان زنگنه امير نظام پيوست. پس از قتل گريبايدوف، وزير مختار روس (1244 ق/ 1828م) به همراه خسرو ميرزا براي عذرخواهي از اين واقعه راهي روسيه شد.
ميرزا محمدتقي يک بار ديگر نيز به همراه امير نظام به روسيه رفت که سرپرستي اين هيئت را ناصرالدين ميرزا وليعهد بر عهده داشت. مهمترين سفر خارجي ميرزا تقي خان مسافرت به ارزروم در پي پديد آمدن بحران در روابط ايران و عثماني بود. ميرزا تقي خان در صفر 1259 ق طي فرماني از سوي محمدشاه با رتبة سرتيپي، در رأس 200 تن از رجال سياسي – نظامي ايران رهسپار ارزروم شد و پس از مذاکرات طولاني با عقد پيمان صلح در جمادي الثاني 1263 ق، به ايران بازگشت. پس از مرگ محمد شاه (6 شوال 1264ق/ 5 سپتامبر 1848م) ميرزا تقي خان با درايتي کم نظير ناصرالدين ميرزا وليعهد را از تبريز به تهران رساند. پس از ورود شاه به تهران و جلوس بر تخت سلطنت ميرزا تقي خان منصب صدارت يافت و لقب اتابک اعظم و اميرکبيرگرفت.
اميرکبير روز جمعه 22 ربيع الاول 1265 با خواهر تني ناصرالدين شاه ملکزاده خانم ملقب به عزت الدوله ازدواج کرد و صاحب دو دختر شد به نامهاي تاج الملوک و همدم السلطنه که هر دوي اين خواهران به دستور ناصرالدين شاه با دو فرزندش مظفرالدين ميرزا وليعهد و مسعود ميرزا ظل السلطان ازدواج کردند . امير قبل از ازدواج با عزت الدوله زن ديگري داشت که هنگام رسيدن به صدارت از او جدا شد. از اين يک پسر داشت به نام احمد ميرزا که هنگام قتل امير 14 ساله بود که بعداً ملقب به ساعدالملک و وزير نظام آذربايجان گرديد. از گرفتاريهاي امير در آغاز صدارتش « شورش حسن خان سالار و فوج قهرمانيه » است که امير با قاطعيت اين شورشها را سرکوب کرد. سياست اميرکبير نسبت به اقليتهاي مذهبي برپاية مداراي مذهبي و حق آزادي پرستش و تساوي حقوق اجتماعي قرار داشت. در اين روية آزادمنشانه غير از عنصر روشن بيني ، عامل مصلحت سياسي نيز دخيل بود. اما برخورد اميرکبير با فرقه بابيه قهر آميز بود. سيد علي محمد شيرازي فرقه اي ديني پديد آورده بود که در آغاز خود را « باب » امام غايب مي دانست. اما پس از مدتي خود را مهدي خواند. اميرکبير مي خواست بدون توسل به خشونت، بي پايگي ادعاهاي علي محمد را روشن گرداند اما شورش و آشوب مسلحانه اي که در خراسان، مازندران، فارس، زنجان و ديگر نقاط توسط بابيان پديد آمد، دولت مرکزي را به مقابله واداشت و پس از يک سلسله جنگهاي خونين که در 1265ق و سال بعد، ميان نيروهاي حکومت و هواداران باب در گرفت همة سران بابيه (بشرويه اي، بارفروشي، زنجاني و دارابي) در 1266 ق کشته شدند. اميرکبير براي رفع غائله چاره اي نديد جز آنکه باب را از ميان بردارد. پس حمزه ميرزا حشمت الدوله، حکمران آذربايجان به امر اميرکبير، باب را از چهريق به تبريز آورد و پس از آنکه علما فتوي به قتل وي دادند او را در ميدان شهر تبريز (در 27 شعبان 1266 ق) تيرباران کردند.
اميرکبير در مدت سه سال و سه ماهي که سمت صدراعظمي ايران را داشت دست به اصلاحات عميق سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي زد. از مهمترين اقدامات اميرکبير مي توان به تأسيس مدرسه دارالفنون، ايجاد چاپخانه، ترجمه کتب اروپايي، اعزام محصل به اروپا، داير کردن روزنامه وقايع اتفاقيه، توسعه زراعت نيشکر در مازندران و خوزستان، توسعة زراعت زعفران درخراسان، ايجاد کارخانه کاغذسازي در شمال شرقي تهران، تأسيس کارخانه هاي چلواربافي؛ چيني سازي؛ حريربافي و بلورسازي، تدوين قانون سربازگيري، تأسيس کارخانه هايي براي ساخت ملزومات نظامي و تسليحات ساده، متحدالشکل گردانيدن لباس نظاميان، ترويج آبله کوبي و بنيان نخستين بيمارستان دولتي، ايجاد امنيت در راهها و نظارت بر عبور و مرور و صدور تذکرة عبور، ايجاد قراول خانه و چاپارخانه درحدود شهرها، مساحي و نقشه برداري تهران وديگر مناطق و راههاي کشور، کوتاه کردن دست قدرتهاي بيگانه از دخالت در امور داخلي و … اشاره کرد. با آغاز اقدامات اصلاحي اميرکبير، سفارت انگليس، مهدعليا مادر شاه و ميرزا آقاخان نوري اعتمادالدوله براي سرنگوني اميرکبير با هم متحد شدند. ناصرالدين شاه تا مدتي در برابر تحريکات و القائات دشمنان امير ايستادگي کرد اما سرانجام تسليم آنان گرديد و فرمان عزل امير را از صدارت صادر کرد ( ۱۹ محرم سال ۱۲۶۷ هجری قمری )و پس از مدتي حکم تبعيد امير به کاشان، نخست با عنوان حکومت آن شهر، صادر شد و زير نظر نظاميان به آنجا رفت. اندکي بعد شاه حکم قتل امير را نيز امضا کرد و علي خان فراشباشي در بامداد 18 ربيع الاول 1268 وارد فين کاشان شد و در حمام با زدن رگهاي دست و پا، امير را به شهادت رساند. پيکر اميرکبير ابتدا در کاشان و سپس به پايمردي همسرش، عزت الدوله، در کربلا به خاک سپرده شد. 2

برای مطالعه بیشتر بر روی پیوند کلیک کنید :   امیرکبیر

********

 

* برداشت شده از مقاله ای به همین نام از موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران نوشته اکبر مشعوف. همایون
1 . مهدي بامداد، شرح حال رجال ايران در قرن 12 ، 13، 14 هجري، ج1، (تهران: زوار ، 1371) . ص 210 . محمدکاظم موسوي بجنوردي، ويرايشگر، دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج10، (تهران: مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1367- ) ، ص 263 .

2 . فريدون آدميت، اميرکبير و ايران، (تهران: خوارزمي، 1355). ص اغلب صفحات. کمال حاج سيد جوادي، اثرآفرينان: زندگينامه نام آوران فرهنگي ايران ( از آغاز تا سال 1300 ش)، زير نظر کمال حاج سيد جوادي؛  با همکاري عبدالحسين نوايي (تهران : انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1380) ص 320- 319. محمدکاظم موسوي بجنوردي، ص 270- 263.

 

Advertisements
دسته‌ها:رجال قاجار برچسب‌ها:
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: